آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 

در پست قبل گفتیم علی(ع) به مالک فرمانی داد که خلاصه اش الزام حاکم اسلامی به رعایت این دو مورد  می شد :

1- بدون محافظ و پاسبانت در میان مردم برو تا سخنانشان را بشنوی .

تا چه شود؟ تا آنان بی ترس و نگرانی و لکنت زبان از تو و کارهایت انتقاد کنند و نظراتشان را بگویند.

2- نه تنها موظفی تند خویی و زبان گزنده آنان را تحمل کنی که باید تنگ خو نباشی و غرور هم نورزی و بدلیل آنکه غلط می گویند؛ خودپسند نباش! 

علی(ع)! گرچه می داند با بیان این سخنان، قدرت مطلقه حاکم (ولو معصوم) را به باد فنا می دهد و بسط قدرتِ خود را محدود و مقید می کند اما حیاتِ عدالت را با مقید نمودن قدرت؛ تضمین می کند و چنین است که می فرماید:

"العدل اوسع الأشياء في التواصف و أضيقها في التناصف؛

 عدالت اين‏گونه است که در شعار و در گفتن خيلي شيرين و جالب است و همه مي‏گويند و خوششان مي‏آيد؛ اما وقتي بناي عمل وانصاف دادن شد، آن وقت خيلي مشکل مي‏شود. خيلي از کساني که مي‏بينيد گاهي به نفع عدالت شعار هم مي‏دهند، وقتي که پاي عمل برسد، لنگ مي‏مانند و شايد از شعار دادن هم پشيمان شوند."( لطفاً اینجا را ببینید)

 

 

چون این فرمان به افسانه می ماند لذا ناگزیر شدم با ذکر چند واقعه ی تاریخی به همه گوشزد کنم که کار پاکان را قیاس از خود نگیریم؛ زیرا، علی(ع) مومن به دستورات الهی و صادق در عمل به آن دستورات است. او به هنگام عمل و در صحنه ی واقعیت های اجتماعی و حاکمیتی، از عنصر مهم  مصلحت و وجوب حفظ نظام و فرعی و اصلی کردن امور؛  برای دور زدن عدالت و انصاف و تجویز ظلم نسبت به منتقدین بهره نمی گیرد لذا صراحتاً می فرماید:

" أَ تَأْمُرُونِّی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ

آیا به من دستور می دهید که برای پیروزی خود از جور و ستم، در حق کسانی که بر آنها حکومت می کنم، استمداد جویم؟!"

 

در ادامه ضمن نقل واقعه ی تاریخی دیگر، به شیوه های امروزی عمل به فرمان امام علی اشاره کرده خواهم گفت که به باور من، اگر قرار بود علی(ع،) امروز فرمانی برای مدعیانِ مالک اشتری صادر کند؛ چه می نوشت!

 

ایجاد تنگنای اقتصادی و روانی برای منتقدین گستاخ ، ممنوع!

"روزى امام عليه السلام در مسجد كوفه براى مردم سخنرانى مى كرد. در بين صحبتهاى امام(ع)، از گوشه مسجد يكى از خوارج به پا خاست و با صداى بلند، شعار «لا حكم الا لله» را سر داد. به دنبال شعار او يكى ديگر از خوارج از گوشه ديگر مسجد همين عمل را تكرار كرد و پس از آن گروهى برخاستند و همصدا به دادن شعار پرداختند. حضرت مدتى صبر كرد تا آنها ساكت شدند، آنگاه فرمود: «سخن حقى است، ولى آنان اهداف باطلى را دنبال مى كنند».

سپس ادامه داد:

تا وقتى با ما هستيد از سه حق برخورداريد: [و جسارتها و بى ادبيهاى شما موجب نمى شود تا شما را از اين حقوق محروم كنيم]

اول اينكه از ورود شما به مساجد جلوگيرى نمى كنيم و دوم اينكه حقوقتان را از بيت المال قطع نمى كنيم و سوم اينكه تا اقدام به جنگ نكنيد با شما نبرد نمى كنيم."

 

حتماً تصدیق می کنید که منظور امام از جمله ی " تا وقتی با ما هستید" این نیست که توبه کنید و از اعمال گذشته ی خود و انتقادات تند و بی موردی که از منِ حاکم کرده اید اظهار پشیمانی کنید!! که چنین تلقی ای از سخن امام مصداقِ میان دعوا نرخ تعیین کردن است و بدیهی است که اگر آنان توبه می کردند موردی برای تاکید بر حفظ حقوق آنان نبود.

 

این جمله تاکید بر آن دارد که علیرغم این اختلاف نظر جدی میان شما و من! حقوق شما را رعایت کرده  و نه تنها شما را بایکوت نخواهم کرد، بلکه حضور شما را در مسجد که به نوعی استمرارِ اعتراض علنی شماست، تضمین می کنم!

 

 

 


برچسب‌ها: مطبوعات و امام علی, ع, عدالت در سیره علی, سیاسی, نقد حاکمان
ادامه مطلب
[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

به شب های قدر نزدیک می شویم و تقدیر خدا چنان رقم خورد که این شب ها با نام و یاد علی(ع) گره خورد.

گرچه رسول خدا (ص) در حدیث ثقلین؛ برای امت اسلامی؛ قران و عترت را جدایی ناپذیر معرفی نموده اند اما  چه سود که مسلمین اعم اهل سنت و شیعه ، یکی قران را و دیگری عترت را ، مجتمعاً به فراموشی سپرده اند.

در این شب ها عموماً با قرآن به سر کردن از درک مفاهیم قرآن فرار می کنیم و همزمان با ذکر مصیبت علی(ع) از توجه به سیره  عملی حضرت استنکاف می کنیم!!!

نمی دانم شاید بدبینانه این احساس در من وجود دارد که فکر می کنم در سالیان اخیر نهج البلاغه خصوصاً خطب و نامه های اجتماعی و حکومتی امیر المومنین مورد بی توجهی حاد قرار گرفته و در رسانه های عمومی مورد غفلت واقع می شود.

نمی دانم چرا اگر کمیت ما در حرکت های جمعی می لنگد؛ چگونه اما در یک حرکت جمعی موفق شده ایم بر تصویر و عکس حضرت متمرکز شویم و عامدانه عکس سیره او عمل کنیم. عامه ی مردم ( و نه لزوما عوام آنها) مطالبه ای برای عمل به کلام امام نمی کنند و خواص و حاکمان نیز تغافل کردن را به مصلحت اسلام و مسلمین می دانند!!

در بهترین حالت نسل امروز فقط می شنود که علی علی می گویند و بر سر می زنند و حداکثر خود نیز چنین می کند اما نمی داند علی چه گفت و چه کرد و چه می خواست!!!

و چنین می شود که منزلت قران و قدر علی حتی در شب های قدر هم دانسته نمی شود و مهجور می مانند که "إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا".

 

یکی از ناب ترین اندیشه های امام علی در مسائل اجتماعی نامه 53 حضرت به مالک اشتر است که بصورت یک مجموعه حساب شده به مالک اشتر و در حقیقت به همه ی کسانی که مدعی اقامه حکومت اسلامی اند؛ ابلاغ شده است .

راستش را بخواهیدبه باور من! کلمه به کلمه این فرمان ایجاد مزاحمت امیر المومنین بعنوان حاکم اسلامی برای حاکمان پس از خود است.

 

 

 

 

به عنوان نمونه به این بخش از فرمان به مالک اشتر توجه کنید:

 

 

 


برچسب‌ها: عدالت در سیره علی, سیاسی, نقد حاکمان
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 

در جلسه ای بودم و بحث به مساله ی عصمت انبیاء و حواشی پیرامونی آن کشید و اینکه آیا عصمت آنان شامل عزل و نصب های حکومتی هم می شود و اگر می شود سخنان امیر درنهج البلاغه چگونه توجیه می شود؟

 

یکی از دوستانِ میهمانِ جلسه؛ با تمسک به آیه "و ما ينطق عن الهوى، ان هو الا وحى يوحى " ابراز داشت که "تمامی سخنان حضرت رسول وحی است و لذا عصمت بطور مطلق شامل همه ی موارد مذکور نیز می شود."

 

ایشان حتی در پاسخ به این سوال که آیا سخنان عادی رسول اکرم (ص) در مراودات معمولی مثل مصاحبت با زن و فرزند (مثل اینکه نبی مکرم اسلام از همسر خود تقاضای یک لیوان آب نموده باشد) هم شامل وحی بودن می شود، پاسخ قاطع داد که "آری! این آیه مطلق و فراگیر است!"

 

تعجب کردم که چه اختلاف نظر عمیقی میان این دو نظر وجود دارد. یک طرف معتقد بود دلایل اقامه شده بر عصمت انبیاء منحصراً در حوزه ی تشریع است و شامل برخی از امور نمی شود و دیگری معتقد است جملات عادی و معمولی پیامبر را نیز شامل است.  ظاهراً هر دو نیز عقیده ی خود را مستند به نظرات بزرگان کرده بودند.

 

البته خوانندگان  زیرک وب می دانند، آثارعملی این دو نگاه؛ چگونه بر زندگی اجتماعی امروز ما سایه می اندازد و کسانی که اعتقاد دارند ولایتِ علماء، استمرار ولایت معصومین است، برای حدودِ اختیارات آن بزرگواران؛ چگونه استدلال می کنند.

 

علاقمند شدم نظر علامه طباطبایی را در این موردخاص بدانم. نتیجه این تفحص نکات جالبی به همراه داشت که در ذیل ملاحظه خواهید کرد.

 

نویسنده کتاب ششصد و شصت و پنج پرسش و پاسخ در محضر علامه طباطبائی پس ذکر این مقدمه که  " ... مجموعه ای که فراروی شماست عمده پرسش و پاسخ هایی است که در جلسات پنجشنبه و جمعه توسط این حقیر و جمعی از برادران ایمانی و فضلای حوزه مرح و از محضر استاد بزرگوار آیت الله علامه طباطبایی قدس سره استفاده شده است ..."،  سوال 116 را این گونه نقل می کند:

 

 

"س 116- خداوند متعال مى فرمايد: و ما ينطق عن الهوى ، ان هو الا وحى يوحى (نجم : 3 و 4) و از روى هوس سخن نمى گويد، سخن او جز وحى نيست.آيا از اين آيه استفاده مى شود كه صحبتهاى عادى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز وحى بود؟


ج - ظاهر آيه، تعميم را مى رساند، حتى راجع به سخنان عادى ايشان ، چنانكه از آيه شريفه زير استفاده مى شود كه سخن گفتن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم با مردم يك نوع وحى الهى است با آن ها. خداوند متعال مى فرمايد: و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا، او من و راء حجاب ، او يرسل رسولا فيوحى باذنه ما يشاء (شورى : 51).
و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد، جز از راه وحى ، يا از فراسوى حجاب ، يا فرستاده اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد.
... بنابراين ، تكليم حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم با مردم يك نوع از وحى است ."

 

 این پاسخ فهم رایج و عمومی را تایید می کند.

 

 

بدیهی بود نمی توانستم به این نقل قول اکتفا کنم در حالی سوره ی نجم و تفسیر علامه در مورد آن پیش رویم قرار داشت. لذا به المیزان هم مراجعه کردم و چنین دیدم که علامه می فرماید:

 

 

 


برچسب‌ها: علامه طباطبایی, تفسیر, وحی و آثار آن
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

چرا در نهان خویش به دشمنی کردن علاقه مندیم؟ از دشمن و دشمنی کردن چه سود و بهره ای می بریم که این گونه بی مهابا بر آتش جنگ و تفرقه وخشونت می دمیم؟

 

این سوال وقتی مهم می نماید که مشاهده کنیم در دنیای دیروز، امروز و متاسفانه شاید فردا، دشمنی به یکی از مهمترین علل کنش رفتار انسان ها در زندگی اجتماعی تبدیل شده است.

 

برخی از محققین علل زیر را  برای دشمنی کردن بر شمرده اند:

"1- داشتن قدرت و کنترل بر دیگران؛ برای بعضی افراد تهاجم و تسلط داشتن لذتبخش تر است .

2- تلافی و انتقام؛ مقابله به مثل کردن با فرد بد رفتار، طبیعی است. انگیزه تلافی نمودن به راحتی روابط ما را تحت تاثیر قرار می دهد . ...و معمولا چون دفاع از خویش را حق خود می دانیم در مورد تمایل به تلافی نمودن احساس بدی نداریم.

3- عدل و داد؛ مردم معمولا داعیه برقراری عدالت دارند. عدالت حکم می کند ما با دیگران رفتاری کنیم که سزای عملشان را ببینند.

4- خودپرستی                    5- شرم و غرور

6- سپر بلا؛  برچسب زدن به یک فرد یا گروه خاص به عنوان جماعت ناقص و درجه دو ممکن است بسیار وسوسه کننده باشد و نوعی احساس آرامش و برتری در افراد ایجاد نماید. بدین صورت افراد خود را متقاعد می کنند که در ایجاد این مشکلات آزاردهنده مقصر نیستند .

7- حقانیت            8- سرزنش            9- احساس ترحم نسبت به خویش

10- خشم تلخی؛... حس خشم و عصبانیت به ما احساس قدرت و برحق بودن می دهد،...و  می تواند عنصر نیرو بخش باشد و حس هدف و معنا را در زندگی افراد برانگیزد.

11- رقابت"

 

گرچه توجه به علل فوق،  وجود خشم و دشمنی را در آدمی قابل درک می سازد اما  فقط در  مورد سوم " عدل و داد" در خصوص دشمنی کردن؛ موجه و قابل دفاع اند.

 

قصد ِبررسی علل موجه یا ناموجه دشمنی کردن با دیگران را ندارم بلکه می خواهم نتیجه ی توجه ام در مورد ِ تاثیر متقابل روحی و رفتاری دو دشمن را در برابر یکدیگر، با خوانندگان ِ محترم وب در میان گذارم.

 

 

 به نظر من! در یک توجه شهودی به اطراف خود و مشاهده ی کسانی که در مدتی طولانی ( چه به لحاظ روابط فردی و چه در روابط اجتماعی و حتی بین المللی) با هم به مبارزه برخاسته و دشمنی کرده اند روشن می سازد که علیرغم برخی تفاوت ها در حرف ها و ادعاها و اهداف اعلام شده؛ در روش ها و رفتارهای انجام داده اما، شباهت کم نظیری دارند.

گرچه نیازی به ارائه مثال نیست اما کافی  است به  ادعاها و رفتارهای عینی کسانی چون هیتلر،  استالین، قذافی، پوتین ، شیوخ عرب، شاه عباس صفوی و خلیفه عثمانی معاصرش، صدام و طالبان  و آمریکا و شوروی و ...  توجه کنیم تا دریابیم علیرغم فاصله ای که میان سخنان آرمانی شان است با رفتار عملیِ همسانی مواجه ایم .( داعش و ادعای مسلمان ناب بودن شان و مبارزه ی  برای احیای خلافت اسلامی نیز شاهد مثال خوبی است)

چرا این گونه است؟ آیا در علوم جدید به این موضوع توجه شده ؟ اگر آری پاسخ شان چیست؟

 

در تحلیل روانشناسانه این همسانی از نقش فرافکنی در دشمنی شروع می شود و مدعی است که:

 

 

 


برچسب‌ها: تاثیر متقابل دشمنان بر یکدیگر, روانشناسی دشمنی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یازدهم تیر 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 

حلول ماه رمضان و تشرف بندگانِ خداوند به ماه عبادت و تقرب بر همه ی مومنان مبارک باد. انشالله خداوند به همه ی ما توفیق دهد تا بتوانیم از برکات این ماه بهره مند شده و یک قدم به انسانیت نزدیک تر شویم.

 

وقتی فکر می کنم در طول تاریخ؛  اگر زمین از وجود بعضی خوبان (که عموماً هم تحت فشار از سوی بدها هستند و یا زندانند و یا در محدودیت یا تحت فشار های طاقت فرسا  قرار د ارند و یا در حال انزوا و یا در حال پاسخ دادن به  تهمتها و . ..) خالی بود، خدا چگونه می توانست در برابر ایرادِ فرشتگان در مورد خلقت این انسانِ خونریزِ ستم پیشه، احتجاج کند! ؟ و البته، علی یکی از ستارگان درخشان و کم نظیرِ احتجاجِ خدا با فرشتگان است .

ماه رمضان، قرآن، شب های قدر، روزه داری و شب زنده داری های آن، از نگاه بسیاری از مسلمانان خصوصاً شیعیان و محبین علی(ع) ، با علی و شهادتش آمیخته شده و به همین دلیل عظمتش مضاعف می شود .

 

از عجایب روزگار همین بس که بهترین بنده خدا توسط مسلمانی خشک مغز! (که معتقدیم شقی و گمراه بوده) با این تصور در شب قدر ترور می شود که ثوابشِ از این این ترور!! را مضاعف محاسبه کنند.!

....

در همین احوالات و افکار بودم که توجه کردم انگار؛ ترور علی تمامی ندارد و الان هم به نوعی دیگر به ترور آن عصاره ی انسانیت مشغولیم.

مجاهده برای از بین بردن سیره و روش آن حضرت، بسانِ مسابقه ای پر جاذبه؛ در میان ما مرسوم است و البته همانند همه ی گمراهان تاریخ؛ خود را رستگار و محبِ علی هم می دانیم؛

 

" قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا"

سوره کهف آیه 103و 104

بگو آيا شما را از آنهايى كه از جهت عمل زيانكارترند خبر دهيم (103). همان كسان كه كوشش ايشان در زندگى اين دنيا تلف شده و پندارند كه رفتار نيكو دارند (104).

 

 

به باور من!  یکی از این بدفهمی های عامدانه ی خواصِ رندپیشه و عوام نادان از آموزه های علی(ع) این نکته ی مدیریتی است که مرسوم شده همه ی خوبی ها بدلیل وجود گل و بلبل مدیر است و اگر اشکال، عیب، نقص و خسران و ضرری بوجود می آید بدلیل وجود زیر دستان نااهل و متمرد وعوامِ بی مسئولیت است که در حمایت از مدیر سهل انگاری کرده، به توصیه ها و دستوراتش را عمل نکرده اند!

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: استبداد, سیاسی, علی و حاکمیت, ترور
ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب