X
تبلیغات
آدم بهــــشتی

آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]

دیروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم ؛ با عنوان "شعری زیبا از استاد شهریار" و  الحق که شعر تر و تازه و جالبی بود.

در فضای مجازی گشتی زدم تا  شعر را در دیوان جنابشان بیابم و با ذکر مرجع در وب منتشر کنم. نتیجه تفحص بسیار جالب تر از اصل شعر بود. زیرا آنچه نصیبم شدآن بود که در نسخه های موجود، در اولین کلمه از اولین بیت این شعراختلاف وجود داشت .( اکثریت سایت ها از کلمه ای و برخی دیگر، از کلمه ی دیگری استفاده کرده بودند)

اجازه دهید جند بیتی از این غزل هیجده بیتی را با توجه به نقلی که در اکثر سایت ها آمده، تقدیم دوستان کنم و سپس ادامه ماجرا را بازگویم. !! 



  " مُشرکان کز هر سلاحی فتنه و شر میکنند        از عبا هنگامه؛ وز عمامه محشر میکنند

    یک سخن کز دل برآید بر لب این قوم نیست       گر چه از بانگ اذان گوش فلک کر میکنند

    در دل مردم هراس کیفر اندازندگان                  خود چرا کمتر هراس از روز کیفر میکنند

    ساقیان کوثرند؛ اما شب از دست خُمار             ای خم هم می خزند؛ هم می به ساغر میکنند

     در کمین اهل ایمان؛ با کمند کید و کین            پشت هر سنگی که می یابند سنگر میکنند

     آنچه دین در قرن ها؛ کافر مسلمان کرده بود       این حریفان جمله را یک روزه کافر میکنند

     چون حقایق مسخ شد؛ دین جز فسانه بیش نیست    کور دل آنانکه این افسانه باور میکنند

     وای از این بدخبره عطاران؛ که از خبط دماغ     پِشک را نایب مَنابِ مشک و عنبر میکنند

     در خرابات آی کین جا؛ مسلم و گبر و یهود          جمله از یک جرعه؛ دل با هم برابر میکنند

     شهریار از پله های عـرش اگـر بالا روی              قدسیان بینی که شعر حافظ از بر میکنند "

 

اما ادامه ی ماجرا:

نکته جالب توجه آن بود که بیت اول این غزل زیبا در برخی از سایتها اینگونه منتشر شده بود :


زاهدان کز هر سلاحی فتنه و شر میکنندا    ز عبا هنگامه؛ وز عمامه محشر میکنند


طبیعی بود که حساس شوم اولاً علت این اختلاف چیست؟  چرا کلمه ی زاهدان را به مشرکان تغییر داده اند؟ و در ثانی کدام نقل صحیح تر است ؟




برچسب‌ها: شهریار, واعظان و زاهدان بی عمل, حافظ, سیاسی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 


دوست گرامی و عزیزم جناب"علی.ش" در پست قبلی نظری ارسال داشت که وعده کردم ملاحظاتم رادر مطلبی مستقل تقدیم دوستان کنم. به همین جهت ابتدا نظر ایشان را آورده و  سپس نکات لازم را توضیح می دهم . 


علي. ش:

با سلام.

انگيزه شما در نقد مطروحه را مي‌فهمم اما بر اين باورم که اين نقد در جاي مناسبي مطرح نشده است. بحث يارانه بسيار داراي اهميت است و ارقام آن بزرگتر از آن است که با اين گونه پيشنهادها بشود از پس تامين هزينه آن بر آمد. کشور در سال به 42 هزار ميليارد تومان پول احتياج دارد و اين در حالي است که با اين صرفه‌جويي‌هاي پيشنهادي شما، يکصدم اين ارقام هم تامين نخواهد شد. تلاش دولت براي بازتعريف اقشار يارانه‌بگير براي صرفه‌جويي اساسي است نه در حدي که ارقام پيشنهادي شما فراهم مي‌آورد. اين انتقادها را با اين تيتر - با عرض معذرت - عوام‌پسندانه هدر داده‌ايد.

                       موفق باشيد


برادر خوبم علی آقا سلام

گرچه فرمایش شما درست است که" کشور در سال به 42 هزار ميليارد تومان پول احتياج دارد و اين در حالي است که با اين صرفه‌جويي‌هاي پيشنهادي شما، يکصدم اين ارقام هم تامين نخواهد شد. تلاش دولت براي بازتعريف اقشار يارانه‌بگير براي صرفه‌جويي اساسي است نه در حدي که ارقام پيشنهادي شما فراهم مي‌آورد." اما چند نکته را نمی توان نادیده گرفت:


1- مطالب مربوط به موضوع پول های در اختیار، چه آنهایی که رسماً در بودجه پیش بینی می شود و چه آنهایی که نه ذکر می شود و نه محاسبه و فقط مصرف می شود، خیلی شفاف نیست و قضاوت شما مبنی بر ناچیز بودن آن مقرون به صحت نیست .


2- دولت در شب شروع مرحله دوم آنهم با زبان پرلکنت و گنگِ معاون اول،  اعلام نمود که دولتِ رییس جمهور روحانی انتظار دارد 25درصد از مبلغ کل یارانه ها  انصراف دهند تا به مصارفی که گفته اند برسانند و این یعنی چیزی حدود ده هزار میلیارد تومان!

از طرفی می دانیم سرجمع پول های رسمیِ در اختیار مسئولین حدود ده درصد این مبلغ می شود. آیا این انتظار غلطی است که در گام اول از دولت بخواهیم مصارف خارج از کنترل و نظارت ارکان حکومتی را به سودِ هدفمندی یارانه کاهش دهد و از دریافت مبلغ آن انصراف داده، به هدفمندی اختصاص دهند و  سپس از مردم بخواهد یارانه نگیرند؟



3- درست است که دولت وارث خرابی های طرح های اقتصادی ای است که با طرح تثبیت قیمت ها توسط احمد توکلی شروع و با طرح های خلق الساعه ی احمد نژاد و حمایت مجلس و ارکان نظام استمرار یافت و نتیجه عملی آن همه نبوغ، تحریم و فلاکت و زمین گیر شدن ایران در همه ی عرصه ها بود اما چرا هم اکنون فقط دولت روحانی و طرفدارانش باید سختیِ اصلاح امور را بر خود هموار کنند و سایرین که در آن دولت متنعم بودند؛ فارغ البال به نظاره نشینند و .... .

"هدفمندسازی یک پروژه حکومتی است نه یک پروژه دولتی. در دولت دهم کل قوای حکومت همت و همکاری کردند تا مرحله اول این طرح اجرا شود. حتی نیروی انتظامی هم تلاش کرد تا کسی اعتراض نکند، حتی به مطبوعات هم هشدار داده شد که علیه اجرای فاز اول هدفمندی مطلب ننویسند.

 بهتر است دولت باید برای تامین منابع پرداخت یارانه‌ها وارد تعامل با حکومت شود. الان مساله مارپیچ تورم و رکود عمیق و طولانی کل اقتصاد ایران و ثبات اجتماعی و امید به آینده مردم را نشانه رفته و تخریب می کند. این تخریب ها هزینه های تاریخی و بلندمدتشان از هزینه‌های جنگ کمتر نیست. حتی با توجه تخریب طبقه متوسط، یک تورم عظیم دیگر می تواند به بی ثباتی اجتماعی بینجامد. خوب حالا هم نهادهایی که مدعی حمایت از انقلابند بایدسرمایه‌هایشان را بیاورند وسط.

بالاخره یک سری نهادها و بنیادها و موسسات عمومی و وابسته به حکومت هستند که توانایی آن را دارند که بخشی از کسری یارانه‌ّها را تامین کنند. این‌ها در سالهای گذشته رانت‌ها و منافعی برده‌اند بیایند و بخشی از کسری یارانه‌ها را در یکی دو سال آینده برعهده بگیریند تا کم‌کم با تورم ارزش یارانه‌های پرداختی ناچیز شود."




برچسب‌ها: اقتصادی, مرحله دوم هدفمندی یارانه ها, سیاسی
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

گرچه این پست قصد ندارد نتایج اقدامات  اقتصادی دولت سابق را مطرح کند اما از باب مقدمه لازم است اشاراتی به نتایج مشعشع اقتصادی آن اعجوبه هزاره سوم شود.

 به گزارش گروه اقتصادی مشرق "به طور کلی در پاییز سال 1389، روند قیمت ها چه کالاهای مصرفی چه مواد اولیه تولید و کالاهای سرمایه ای، به گونه ای بود که اگر هدفمندی یارانه ها اجرایی نمی شد، مطمئنا نرخ تورم تک رقمی می شد. اوضاع کلیت اقتصاد کشور و بخش های مختلف اقتصادی نیز مطلوب بود و نرخ رشد اقتصادی به 5/8 درصد رسیده بود. "

با این حال رییس دولت دهم با اصرار زایدی الوصفی که حمایتِ تمامی ارکان نظام را بدنبال داشت، جراحی در نظام اقتصادی و (به تبع آن با تضعیف و حذف طبقه متوسط ) نظام اجتماعی را کلید زد و علیرغم اینکه بسیاری از اقتصاددانان هشدار می دادند که برداشتن شیب بلند قیمت ها سبب افزایش شدید تورم می شود؛ دولت با یکدنگی خود را به کری زد و اقدامات خود را پیش برد و نا گفته روشن است که نتیجه ی آن هم چیزی نبود جز  نرخ تورم بالای 38 درصد، رشد اقتصادی منفی 5/8 درصدی در پایان سال 92 و بیکار ماندن میلیون ها جوان تحصیل کرده ی جویای کار و رشد فلاکت مردم!!


اقدامات طلایی!! احمدی نژاد به گونه ای رقم خورد که  کسی در مجموعه نظامِ حکمرانی ایران، شجاعت و رویِ پذیرفتن مسئولیت حمایت از او را نداشته و میراث بجا مانده از رییس دولت دهم را همانند کودکِ بی سرپرست و یتیم در خیابان افکار عمومی رها کرده اند و از مسئولیت های خود شانه خالی می کنند و  متاسفانه در برخی اوقات، یاران و حامیان سابق!  از منتقدانِ قبلی، بیشتر بر دولت محذوف می تازند و تبری می جویند.

حال، رییس جمهور روحانی، مسئولیت اجرای  فاز دوم هدفمندی یارانه ها را به عهده می گیرد و " محمدرضا نوبخت معاون برنامه ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهوری  نیز می گوید: دولت با کمک مردم قصد دارد برنامه منابع حاصل از هدفمندی یارانه ها را در جامعه هدف توزیع کند تا از این طریق با اصلاح قیمت ها ازافزایش بی رویه مصرف و جلوگیری از قاچاق جلوگیری کند و هم اینکه از این طریق مشکلات تولید را برطرف کند.

دولت با اجرای قانون هدفمندی یارانه ها می خواهد وضعیت نابسامان بیمه ها را بهبود ببخشد زیرا اکنون 70 درصد هزینه های درمان را مردم می دهند و فقط 30 درصد دیگر را بیمه ها پرداخت می کنند."


جالب تر آنکه "به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در نشست هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، محسن بهرامی ارض اقدس که از مشاوران معاون اجرایی رئیس جمهور است، اعلام کرد: مسعود نیلی مشاور ارشد رئیس جمهوری کمپین انصراف یارانه نقدی را راه‌اندازی کرده است و رئیس جمهور به عنوان اولین نفر از دریافت یارانه نقدی انصراف داده است.



با خواندن این اخبار این سوال مطرح می شود چرا ما باید از حق خود برای دریافت یارانه و چگونگی مصرف آن،  صرف نظر کنیم و چشم و گوش بسته این حق مسلم خود را به دیگران واگذاریم؟

شاید کسی بفرماید چون به دولت روحانی اعتماد داریم باید کمکش کنیم و در این مرحله کمک به او در قالب انصراف از دریافت یارانه عملی می شود .

به باور من این پاسخ نه تنها قانع کننده نیست که به دلایل متعدد نادرست است.

می فرمایید چرا؟

عرض می کنم !




برچسب‌ها: اقتصادی, مرحله دوم هدفمندی یارانه ها
ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]


سال 1393 بر همه خصوصاً دوستانِ  وبلاگ "آدم بهشتی" که حتی در ایام تعیلات هم مرا تنها نگذاشتند؛ مبارک باشد.

در گزارشی کوتاه عرض کنم که عید امسال را در سفری خانوادگی؛  به مناطق جنوب رفتیم.  البته نه با کاروان های تبلیغی راهیان نور!! بلکه  بصورت خود جوش و خودسر (و نه از نوعِ بد و ناهنجار و ضد اجتماعیِ خودسرها، که فقط بلدند، بزنند و بکشند و ترور کند و مراسم ها را بهم بزند و ... ).

 فرزندانم را به مناطقی بردم که در سالیان جنگ در آنجا حاضر بودم . مناطقی مثل جزیزه ی مینو و کارخانه صابون سازی خرمشهر و هفت تپه و اروند کنار و ...که معمولاً بدلیل آنکه ایزوله نیست، می توان با مردمِ بومی و عموماً عرب زبان آن، بهتر ارتباط برقرار کرد. و به همین جهت هم از لحاظ افزایش فهم اجتماعی و شناخت بخشی از مردم ایران زمین، موثرتر و کاراتر از بازدید از مناطقی است که بصورت یادمان شهدا و ...  برای بازدیدِ کاروان های راهیان نور پیش بینی می شود .




دیدن وضع اقتصادی مردم خوزستان،  بسیار تاثر برانگیز بود اما چون قبلاً در پست " سفرنامه ی خوزستان - این جا سرزمینِ نخل های بی سر و سرهای ... است ! " اشاراتی به آن داشتم، قصد ندارم با ذکر مجدد وضع وخیم اقتصادی مردم مظلوم خوزستان، اوقات شما ر ا تلخ کنم.


سال 93 ، سالِ امیدها ، ترس ها و نومیدی ها و دعاها خواهدبود.  امید به اقدامات اصلاحی دولت، ترس از اقدامات پیشگیرانه مخالفان بهبود اوضاع، نومیدی و یاس از اصلاح امور و دل بستن و دعا به محضرِ حضرت بارتعالی برای ... .




برچسب‌ها: سال 93 سال بیم و امید, اجتماعی, سیاسی
ادامه مطلب
[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]



علاقمند بودم ، آخرین پست سال 92 را به مهمترین دغدغه خود و به باور من! دغدغه ی اکثریت مردم ایران اختصاص دهم. و البته آن چیزی نیست جز اینکه دوست داریم از فلاکت و بدبختی اقتصادی و به تبع آن،  از تنزل حادِ فرهنگی ، اجتماعی و اخلاقی جامعه نجات یابیم.

به زعم من! رهایی از سقوط اخلاقی و فرهنگی امروزجامعه ی ما، یک راه حل ساده  و ممتنع دارد. فقط کافی است "دروغ نگوییم!"

اگر تک تکِ ما دروغ نگوییم، جامعه ای عاری از دروغ خواهیم داشت که زیر بنای ایجاد جامعه ای است که اعتماد، قوام بخش سایر فعالیت های اجتماعی اوست.

امروز، جامعه ی  ایران در حال فروپوشی اجتماعی است.  اعتماد که حلقه ی وصل آحاد جامعه به همدیگر است؛ در سالیان گذشته؛مفقود گشته است و مگر می شود بدونِ وجود حداقل های سرمایه های اجتماعی، جامعه، بسوی پیشرفت و صلاح و اصلاح گام بردارد؟ به باور من، امروز ما با آحادِ مردم و انبوهی از تکِ تکِ افرادی مواجه ایم که فقط در کنار همند و به همین دلیل، حرکتِ جمعی ( به معنای جامعه شناسانه ی آن) بسمت اصلاح وجود ندارد!



جامعه امروز ما، جامعه ای است که در انبوهی از دروغ های ریز و درشت ِ خود ساخته، محصور و مدفون شده و حتی توانِ دیدن جایگاه واقعی و فلاکت و بدبختی های خود را ندارد تا در سایه ی  توجه به جایگاهِ خود، اقدام به اصلاحات نماید. بنظر می رسد ما ایرانی ها  طی توافقی نانوشته؛ عزم خود را جزم کرده ایم تا با تولید دروغ ، خود را بهترین، سعادتمندترین، پیشرفته ترین و کامیاب ترین مردمِ روی زمین بخوانیم و برای چرایی وضعِ نامناسبِ مان نیز؛ به دروغ متوسل می شویم که دشمنانِ ایران و اسلام، عامل اصلی این وضع اند!!  مااااا! در یک اقدام عمومی، صادقان را محصور می کنیم تا مبادا سخنانشان دروغ جمعی ما را هویدا کند و  به دیدنِ واقعیت ها ناگزیز شویم و راحتی خیالمان از دست برود.




برچسب‌ها: دروغگویی, اصلاحات, حصر و زندان, عید 93
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب