آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

در پست "  تشییع سه چهره مشهور: ناصر، محمدرضا و مرتضی - همه منتظرند!!! – به بهانه فوت مرتضی پاشایی " نوشتم که "راستش را بخواهید طوفانِ بی اعتنایی مردم به چهره های مطلوبِ ما، ثمره اقداماتی است که قبلاً خود بپا کرده ایم! " و اشاره شد که"جنبش‌ها ممکن است موقتاً مهار شوند ولی سرکوب دائم آنها در جوامع جدید تقریباً غیرممکن است. این جنبش‌ها معمولاً با لایه‌های دیگر جنبشی جامعه پیوند دارند و در فرصت‌های دیگر (که در جوامع معاصر این فرصت‌ها به طور مکرر اتفاق می‌افتد ...) دوباره ظهور می‌کنند"  

و عرض کرده بودم که " دقت داریدکه تصاویر مشاهده شده؛ مراسم تشییع آن مرحوم نیست و فقط در فرصت چند ساعته اطلاع رسانی مجازی خلق شده است، منتظر باشید تا شکوهِ مراسم تشییع اش را ببینید!  انگار همه منتظرند !!! متتظر یک ... ." و فوت مرحوم پاشایی یکی از این فرصت ها بود.

مراسم تشیع با شکوه این خواننده فقید و محبوب دیروز(یکشنبه ) برگزار شد به گونه ای که به گزارش آفتاب: " در این مراسم گروه های مختلف مردمی از تهران و شهرستان ها با خواندن ترانه های این خواننده و مراسم «سنج و دمام نوازی» در مقابل تالار وحدت تهران با خانواده این هنرمند فقید ابراز همدردی می کنند.

هم اکنون خیابان شهریار منتهی به تالار وحدت، تقاطع ولی عصر(عج)، حافظ، چهار راه کالج و تمامی خیابانهای منتهی به تالار وحدت مملو از جمعیت و دوستداران این خواننده و هنرمند فقید ایران است.

هم اکنون خروجی های مترو ولی عصر (عج) و فردوسی به سبب نزدیکی با تالار وحدت با ازدحام جمعیتی مواجه بوده و طرفداران این هنرمند که اغلب از نسل جوان کشور هستند؛ آهنگ هایی از جمله «تو قلبم»، «جاده یک طرفه»، «تو به جای منم داری زجر می کشی» را به آرامی زمزمه می کنند.

و چنان خیل انبوه جمعیت تعجب انگیز بود (صادقانه بگویم من انتظار این جمعیت را داشتم) که فرارو این چنین گزارش داد:

" از نخستين ساعت‌هاي انتشار خبر مرگ اين خواننده پاپ، فضای مجازی پر شد از اشک و آه. گروهی از جامعه او را نمي‌شناختند و شاید هیچ وقت فکر نمی‌کردند كه مرگ یک خواننده پاپ با چنین واکنش هایی از سوی گروهی دیگر روبه‌رو شود.  
همزمان با تعجب این دسته اما، عده‌ای دیگر داشتند پرشتاب شبكه‌های اجتماعي را از ياد و خاطره پاشايي پر می‌کردند و پياده‌رو و پارك‌های شهرهای ایران را با شمع و همخوانی ترانه‌هايش می‌انباشتند."

 

 

واقع مطلب آن است که  سال هاست که این گروه در توهم مورد اعتماد بودن از سوی مردم اند و گمان می کنند که همه؛ دل به آنان دارند و لذا، به فکر کردن نیاز ندارند و اصلاً فکر نمی کنند!!!!

راستش را بخواهید همه ی مشکلات این است که فکر نمی شود و کاری هم به بقیه ندارند که می فهمند یا نه؟ و اگر غیر از این بود  که الان وضع ما این نبود!

 

ازدحام جمعیت چنان بود که عصر ایران گزارش داد که پیکر زنده یاد مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشور که صبح روز یکشنبه به دلیل ازدحام جمعیت دفن نشده بود شامگاه یکشنبه در خانه ابدی خود در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گرفت."

 

امروز جناب غلامعلی رجایی در پستی با عنوان " آیا پیام این حادثه شنیده می شود؟" آورده است که :

 

 


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی, جنبش های اجتماعی, مهدوی کنی, ناصر کاتوزیان
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و ششم آبان 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

زمان زیادی نیاز نبود تا پس از شنیده شدنخبر فوتخواننده جوان و خوش صدای ایران"مرتضی پاشایی" خبر تجمعات واقعاً خودجوش و جوانانه و مردمیبرای گرامیداشت این چهره محبوب به گوشمان برسد . گرچه شخصاً احتمال می دادم که  مراسم بزرگداشت آن مرحوم و تشیع جنازه اش  با شکوه باشد اما آنچه واقع شد خارج از انتظار بود،به حدی که به گزارش عصر ایران " هزاران نفر از طرفداران مرحوم 'مرتضی پاشایی' خواننده و آهنگ ساز جوان کشورمان جمعه شب با برگزاری تجمعاتی در شهرهای مختلف کشور، یاد و خاطره وی را گرامی داشتند.

به گزارش خبرنگاران ایرنا، تجمع کنندگان که اکثرا از قشر جوان بودند، آهنگ های این خواننده پاپ کشورمان را بطور دسته جمعی زمزمه و با روشن کردن شمع به یاد وی سوگواری می کردند."

این تجمعات در شهرهای همدان، آبادان، دزفول، شیراز، مشهد، قم، گنبد، کرمانشاه،بوشهر، قزوین، اهواز زنجان،یزد، سمنان و  اصفهان ( یک دفعه بگوییم همه ی ایران!!!) بصورت خودجوش و از طریق فراخوان های مجازی صورت گرفت!!! ( راستش را بخواهید من هم اگر جای برخی بودم با وایبر مخالفت می کردم)

 

بندر عباس

 

در این چند ساعت؛  نوع نگاه برنامه سازان صدا و سیما به گونه ای مورد نقد مردم قرار می گیرد که مجری برنامه گلخانه، شاهین جمشیدی ناگزیر به ادای  پاسخ به منتقدان می شود که:

" 1- از زمانی که خبر فوت خواننده محبوب مرتضی پاشایی را شنیدم تا الان جدای از ناراحتی و اشک ها و گریه ها در تدارک ساخت آیتم های مناسب برای مرتضی بودیم و قرار بود احسان علیخانی و محمد علیزاده را حضوری به برنامه دعوت کنیم که متاسفانه به دلیل انبوه تجمعات طبق دستور مدیران صداوسیما پخش هرگونه آیتم به این مناسبت ممنوع شد و حتی به اصرار من بیست دقیقه اول برنامه ارتباط تلفنی گرفتیم و صحبت کردیم، حتی صحبت کردن راجع به این موضوع هم ممنوع بود.

...

4-اینکه چرا ممنوع بود رو من هم نمی دونم به من ربطی نداره. من به حرمت فوت مرتضی تیره پوشیدم.کدوم مجری دیگه تیره پوشید؟ همه شاد پوشیدن. اینکه لبخند زدم و اینا هم احترام به مهمون حضوری ام بود. ای کاش شما خیلی چیزا رو می دونستین و اینجوری قضاوت نمی کردین."

 

یزد

 

 من در تشییع جنازه  امیر حقوق ایران مرحوم امیر ناصر کاتوزیان در شهریور 93 شرکت کردم  و در پست "امیر حقوق ایران در حالی که حقوقدان نیامد، رفت!- یادی ازامام جمعه ی مرحوم بهشهر " نوشته بودم  که ؛

"... راستش را بخواهید خیلی چشمم به دنبال این بود که ببینم آیا حقوقدانِ کشور ( که با  عبارت"من سرهنگ نیستم ،حقوقدان هستم!، از مردم رای گرفت) در مراسم "امیرِ  حقوق" ایران شرکت می کند یا نه؟

....

در فکر بودم چگونه می شود بزرگان برای عیادت این و آن خصوصاً  اگر از اهل علم باشند بارها و بارها ، بدرستی به بیمارستان سر می زنند اما دریغ از یک عیادت از استاد و صد افسوس از حضور در مراسم بزرگداشت ایشان که می توانست سمبل وحدت حوزه و دانشگاه باشد و تکریم دانشگاه محسوب شود.

بلندگوها مناسب مجلس نبود و صدا به گوش ما نمی رسید و به همین دلیل سخنانِ همسر استاد به سختی شنیده می شد .

همراهم با اشاره به بلندگوهای فراوان در خیابان روبروی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی پرسید چرا از این بلندگوها استفاده نمی کنند تا صدا بهتر شود ؟

عرض کردم این بلندگوها مالِ پخش خطابه ی نمازجمعه است و دانشگاه را از آن نصیبی نیست."

 

مراسم تشییع استاد، بی هیچ تبلیغات و فراخوان عمومی بطور معمول انجام شد و من! معتقد بودم بی اعتنایی مسئولین به فوت مرحوم کاتوزیانو بی توجهی به گرامیداشت ایشان نه عاقلانه بود و نه منطبق بر مصلحت!  زیرا فقط  باعث دلزدگی مردم از دستگاه تبلیغاتی رسمی ما می شد و آثار این دلزدگی نیز در جایی دیگر خود را نشان می داد.

 

تجمع جوانان  تهرانی در سوگ مرتضی پاشایی

اندکی گذشت تا ایران شاهد از دست دادن رییس مجلس خبرگان رهبری" آیت الله مهدوی کنی" باشد و ما شاهد انبوهی از برنامه های رسمی  تلویزیونی و مطبوعاتی در خصوص بزرگداشت آن مرحوم باشیم . مراسم تشییع آن مرحوم مهدوی کنی در اول آبان 93 با تبلیغات فوق العاده زیادی هم که شده بود در حد معمول به انجام رسید.

 اگر جناب کاتوزیان در زمره ی دانشگاهیان قرار داشته و فاقد سمت اجرایی و حکومتی بود، آیت الله مهدوی کنی اما در زمره روحانیت معظم و از مسئولین بلند پایه نظام محسوب می شد و این تفاوت نگرش نسبت به این دو، آزار دهنده بود.

 

برای آنکه آثار این دلزدگی اجتماعی را بیشتر مشاهده کنیم، نیاز به یک اتفاق دیگر داشتیم تافرد محترم و محبوبی به دعوت حق! لبیک گوید و صد البته از زمره دانشگاهیان و روحانیون نیز نباشد تا قدر و شان و رتبه ی گروههای مرجع در میان مردم هویدا گردد. قابل حدس بود گروه مرجع رقیب علی القاعده می باید از میان هنرمندان و خوانندگانِ محبوب میان مردم  باشد و دست تقدیر بر آن قرار گرفت این قرعه به نامخوانندهگرامی و عزیریچون "مرتضی پاشایی" در آید.

مشاهده ی عکس های مراسم گرامیداشت این سه چهره گرامی!(که اولی و سومی با بی اعتناییکامل  مسئولینو دومی با تبلیغات گسترده همراه می شود)، خود گویای بسیاری از واقعیت های امروز جامعه ایران است:

 

 


برچسب‌ها: مرتضی پاشایی, جنبش های اجتماعی, مهدوی کنی, ناصر کاتوزیان
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و چهارم آبان 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]


این هفته موفق نشدم تاملاتم در مورد عاشورا را ادامه بدهم. اگر از نقش دو سه روزی که بدلیل کاری در تهران نبودم بگذریم؛ بخشی از این عدم توفیق به این بر می گردد که نتوانستم راجع انتشار این تاملات خودم را قانع کنم .

من! به اهمیت سوالات و نکاتی که در مورد عاشورا می شود طرح کرد، واقفم! اما می ترسم، می ترسم تاملاتم، بجای نقد شدن، نفی شود. به باور من طرح سوالات نامانوسِ با باورِ رایج و مشهور در مورد عاشورا ،گرچه در نگاه اول باعث خواهد شد به این واقعه مهم در تاریخ به دیده ی شک و تردید نگریسته شود اما با نقد و بررسی و پژوهش متاملانه ، به فهمی از تاریخ عاشورا نائل خواهیم آمد که بجای اجر گرفتن بابت گریه و زاری، برای امروزمان درس گرفته و حسینی رفتار می کنیم و چه بسا جایگاه خود را درلشگر امام حسین درست تر تبیین کنیم و  جایگاه برخی را از اردوگاه امام حسین به سپاه یزید منتقل کنیم!

من معتقدم تحقیقات ما در خصوص وقایع تاریخی همانند عاشورا می باید ناظر به یافتن پاسخ برای سوالات امروز ما باشد والا اگر قرار باشد پاسخ های دیروزِ پژوهش های تاریخی، که برای سوالات دیروز بوده را امروز و با الفاظ  امروزی به خورد مردم بدهیم مرتکب اشتباه بزرگی شده ایم اگر نگویم مرتکب خیانت شده ایم!! و به همین دلیل است که متاسفانه عاشورا از زایش باز می ایستد و برای امروز ما، عقیم می شود.

متاسفانه مدت هاست که عاشورا را محبوس سوالات تکراری دیروز خود کرده ایم و از طرح هر سوال جدید می ترسیم و انکارش می کنیم. کافی است نمونه این مقاومت را در مورد کتاب شهید جاوید مطالعه کنید که برخورد بزرگان این قوم با طرح جدید موضوع چگونه بوده است و ... . ( می توان با نوع نگاه آیت الله صالحی نجف آبادی موافق بود یا مخالف اما آنچه برای من تامل برانگیز است، سنگر بندی های است که از عالم اندیشه به عالم دشنه و خونریزی کشیده می شود و ...)

فکر می کنم موضوعِ سیرِ تحول و تغییراتِ تصورات و فهمِ شیعیان نسبت به واقعه عاشورا در گذر زمان یکی از موضوعات بسیار جذابی است که کمتر مورد پژوهش قرار گرفته و یا من ندیده ام!!  و به همین دلیل است که فکر می کنیم تصور امروز ما از عاشورا همچنین تفسیر ما از رفتار مردم آن زمان، تنها تصور مطرح در تاریخ و مورد اتفاق همه ی مردم از سال 61 تا امروز است و به همین جهت نیز با طرح هر سوال جدید و رویکرد تازه به عاشورا، بر می آشوبیم و ... .



من باور دارم تا وقتی اندیشه ای در معرض طرح عمومی قرار نگیرد و یا فقط در محافل همفکران، اجازه ی طرح یابد حتی اگر رگه های مهمی از حقیقت را هم در دل داشته باشد نه تنها باعث شکوفایی نمی شود که با محفلی و فرقه ای شدن رو به انحطاط می رود و خرافات و خودبزرگ بینی او را چون غده ای سرطانی از پا در می آورد. در چنین حالتی همه جهمنی می شوند ولی او که حداکثر اقلیتی محسوب می شود؛ در بهترین نقطه بهشت ؛ کار خدا را رتق و فتق می کند!!! جنین وضعی بدان می ماند که کسی خود را در برابر آیینه نشانده از زیبایی خود تعجب کند و برای رهایی از رشک رقبا، اسپند دود می کند!!

گفتم می ترسم! اما ترسم فقط از جهت گفته شده نیست که جهت دیگری هم دارد و آن اینکه وقتی اجازه نمی یابم اندیشه ام را علنی و بی واهمه طرح کنم و ناگزیر می شوم برای طرح آن، کلی لفاظی کنم و در هاله ای از کلمات دو پهلو و در میان زر ورقی از تعریف و تمجید های شهرت یافته بنویسم، واقعاً نمی دانم خودم هم می توانم از آنچه نوشته شده بفهمم؛ چه گفته ام؟ چه رسد به اینکه امید داشته باشم دیگران آن را فهم کرده، نقدم کنند و اندیشه ام را بارور سازند.

این روزها این سوالات ذهنم را مشغول به خود کرده است:





برچسب‌ها: سیاسی, شهادت امام حسین, مداحان و قیام عاشورا
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]


گرچه مراسم عزاداري امام حسین(ع) تاريخچه‏‏ ای بسیار طولاني دارد و گفته اند که ريشه آن به عزاداري اوليه طايفه بني اسد برمی گردد كه هنگام دفن شهداي كربلا بر سر مزار آنان آمدند و شروع به مويه و زاری كردند و اشك ريختند. اما شیعیان عملاً بدلیل اینکه در طول تاریخ در اقلیت کامل بوده و عموماً نیز در جایگاه  اپوزسیون حکومتها نقش آفرینی نموده اند و دیگر سوی؛  از مراسم گرامیداشت واقعه عاشورا برای نقد و افشای حاکمان بهره می بردند لذا حاکمان وقت هیچگاه اجازه نداده اند، آنان آزادانه در گرامیداشت سالار شهیدان مراسم بگیرند.

سختگیری فزاینده و ظالمانه ی حاکمان وقت بر شیعیان ( که تا دوره ی صفویه ادامه داشته و هم اکنون نیز در اکثر کشورهای سنی مذهب،  ادامه دارد)، آنان را در صحنه ی واقعیات اجتماعی به گروه و جمعیتی یکدست و مخفی بدل کرد که  بر حفظ اسرار میان خود تاکید داشته اند.


شیعیان به عنوان گروهی مظلوم و محق، برای حفظ افراد گروه، دائماً، سخنان فراوانی را با محتوای حق بودن خود و باطل بودن مخالفان، سینه به سینه نقل و تکرار می نمودند و بدیهی می نماید که نقل واقعه کربلا (خصوصاً با تاکید بر فجایع حادثه) به عنوان واقعه ای که اوج مظلومیت شیعه را هویدا می کند، در راس چنین نقل هایی قرار می گرفت.

شاید با دانستن مطالب پیش گفته بتوان دلیل توصیه های موکد ائمه اطهار به شیعیان در خصوص راز داری و حفظ اسرار آل محمد را درک کرد!!


                                     مردم به دو خصلت مأمور شدند، اما آنها را تباه كردند و از اين رو همه چيز
                                                 را از دست دادند: پايدارى و راز دارى.(اینجا را ببینید)

این دوران پر محنت  گذشت تا اینکه  قدرت سیاسی به حکومت های شیعی دیلمیان و صفویه رسید و  برای شيعيان رخصتی حاصل شد تا عزاداری هایشان را آشكار برگزار کنند. بدین گونه بود که کم کم شکل اقامه عزاداری ها تغییر کرد. مجالس گریه و مویه های پنهانی و خانگی  که در دوره های قدیم برای شهدا برگزار می شد، جای خود را به اجرای  مراسم های رسمی، در مکان های عمومی ( که بعداً حسینیه لقب گرفت) داد.

 به مرور زمان، مناسک جدید ی به  شیوه های اقامه عزداری اضافه شد و گرامیداشت شهدای کربلا شکل پیچیده تری به خود گرفت.  اوج این دگرگونی ها  مربوط به حاکمیت قاجار در ایران است.

توجه اجمالی به این دو دوره روشن می سازد اگر در دوران محنت و پنهان کاری شیعیان، هدف اصلی از اقامه عزداری برای امام حسین،  زنده نگاهداشتنِ مذهب تشیع  و حفظ جمعیت شیعه بوده اما در دوره ی جدید،  افزایش قدرت و شکوت شیعیان، همچنین تبلیغِ علنی عقاید شیعی  و نیز یارگیری نفرات جدید، به اهداف قبل اضافه می گردد  و البته طبیعی بود که در چنین وضعی و با لحاظ روحیه ی ما ایرانی ها در تکریم بزرگان،  اقامه عزا  بر سالار شهیدان، شکلِ تجملاتی تر، شاهانه و ایرانی به خود بگیرد.

عکسی از کربلای معلی منتشر شده است که به احتمال زیاد قدیمی ترین عکس از کربلای معلی است. خبرگزاری شبستان ضمن انتشار این عکس تاریخ آن را به 200 سال قبل مربوط دانسته است.


اگر در دوران قبل؛  به دلیل محدودیت ها ی تحمیل شده از سوی حاکمان سنی مذهب!  شیعیان ناگزیز بودند تا از برگزاری مراسم های علنی خودداری کرده و در مجالس خانگی و مخفیانه؛ بر نشرِ  بیشتر محتوای قیام، آموزش اصول مذهب شیعه،  حفظ وحدت و یکپارچگی شیعیان همچنین ایجاد روحیه صبر و مقاومت  در شیعیان از طریق دادنِ بشارت ِزندگی در بهشت و رستگاری در آخرت، تمرکز کنند. در دوران جدید! اما با اضافه شدن اهداف جدید و ضرورت به رخ کشیدن شکوتِ شیعی،  ظاهر و شکل برگزاری با شکوه مراسم عزا، به موضوع مهمی تبدیل شد. به عبارت دیگر اگر در دوره ی قبل بدلیل مخفی بودن عزا، شکل اقامه مراسم اهمیت چندانی نداشت اما  در دوره ی جدید چگونگی مراسم خود به موضوعی مهم تبدیل شد.




برچسب‌ها: سیاسی, شهادت امام حسین, مداحان و قیام عاشورا
ادامه مطلب
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

                         روزعاشورا همه اهل حلب            باب انطاکیّه اندرتا به شب

                         گرد آید مرد وزن جمعی عظیم        ماتم آن خاندان دارد مقیم

                         ناله ونوحه کنند اندر بُکا                شیعه عاشورا برای کربلا

                        یک غریبی شاعری ازره رسید         روزعاشورا وآن افغان شنید

                    پرس پرسان می شد اندرانتقاد           چیست این غم برکه این ماتم فتاد

                       آن یکی گفتش که هی دیوانه ای      تونه ای شیعه،عدوّ خانه ای

                      روزعاشورا نمی دانی که هست        ماتم جانی که ازقرنی به است

                        گفت آری لیک کو دور یزید                      کی بُدست این غم،چه دیراینجا رسید

                        چشم کوران آن خسارت را بدید         گوش کرّان آن حکایت را شنید

                       خفته بودستید تا اکنون شما              که کنون جامه دریدیت ازعزا

                     پس عزا برخود کنید ای خفتگان               زآنکه بد مرگی ست این خواب گران

                                                                                مثنوی معنوی - دفتر ششم

 

محرم سال به سال فرا می رسد و برای ما که می خواهیم از حصار تکرار شدن های بی فایده فرار کنیم، توفیقی حاصل می شود تا فراتر از تبلیغات رسانه ی غالب؛ در مورد عاشورا و کربلا جدی تر بیاندیشیم.  اولین نتیجه چنین تلاشی آن است که خود را با دریای بیکرانی ازمعرفت مواجه می بینیم  و از اینکه نتوانیم به اندازه ی  شایسته؛ در دریایش شنا کرده،  معارف و آموزه هایش را بنوشیم، ترس بر ما مستولی می شود.

 

 

  ترسی که گفتم؛ ترسِ از گمراه شدن و  بدفهمی نیست، بل! ترسی است که با دانستنِ اجمالی این نکته بدست می آید که نکند نتوانیم عاشورا، حسین، شهادت و وظیفه کنونی مان  را آنگونه که هست بفهمیم و در مرحله ی بعد عمل کنیم!

شاید کلمه ی خوف و به تعبیر قرآن "فاشفقن منها " اصطلاح مناسبت تری باشد. من از دیدن این همه عظمت و بزرگی و بی انتهایی معارف!  می ترسم؛ نکند، نتوانم حقش را ادا کنم و برای همین از ورود به محرم خوفناکم.  این حس برای من آشناست، زیرا در مورد ماه رمضان هم این حس را تجربه کرده ام که هم دوستش دارم و هم از آمدنش می ترسم!!  همین گونه نیز محرم برای من چنین است.

 

راستش را بخواهید این سال ها از شنیدن مرثیه های تکراری، مطالب تکراری تر، سخنرانی ها و  ادعاهای واهی  که برای تثبیت قدرت امروز تئوریزه می شود، شبیه سازی های بی مبنا و دروغین و از همه بدتر،  مسخ امام حسین (ع) و ارائه تصویری سراسر کذب از امام بقصد رسیدن به دنیا! خسته و دلگیر شده ام.

 

در روزگار جوانی از شهید مطهری خوانده بودم که"امروز باید عزای حسین را گرفت؛ اما برای حسین در عصر ما یک عزای جدیدی است که در گذشته نبوده است و آن عزای جدید این همه دروغ ها است که درباره حادثه کربلا گفته می شود و احدی جلو این دروغ ها را نمی گیرد. امروز بر این مصیبت حسین بن علی باید گریست، نه بر آن شمشیرها و نیزه هایی که در آن روز بر پیکر شریفش وارد شد."

به باور من، خدا ایشان را دوست داشت که در اوائل انقلاب شهادت را نصیبش کرد. زیرا اگر الان بود و  می دید که دروغ می گویند نه تنها برای گریاندن مردم که برای مطیع کردن مردم و نشانیِ غلط دادن!!! حتماً دق می کرد و یا در گوشه ی خانه ی خود گوشه گیر می شد و یا ... .

 

آری آن زمان جوان بودم و می خواندم تا عمل کنم! برای همین از همان دوران که به این جمله اش توجه کردم، به اشک ریختن های کیلویی با دیده ی تردید نگریستم؛

"شما باید روضه راست را بشنوید و معارف و سطح فکرتان بالا بیاید؛ به طوری که اگر در یک کلمه روحتان اهتزاز پیدا کرد، یعنی با روح حسین بن علی هماهنگی کرد، و اشکی ولو ذره ای، ولو به قدر بال مگس[جاری شد، ] اگر یک چنین اشکی در حالت هماهنگی روح شما با حسین بن علی از چشم شما بیرون بیاید، واقعا مقام بزرگی برای شما است؛ اما اشکی که از راه قصابی کردن بخواهد از چشم شما بیاید، اگر یک دریا هم باشد ارزش ندارد.«داد بکشید»یعنی چه؟! چرا داد بکشید؟!"

 

زمانی کارم سخت شد که این توصیه مطهری را جدی گرفتم؛

"یک مسئولیت این است که نهی از منکر بر همه واجب است. وقتی که می فهمید و می دانید و مردم اغلب هم می دانند که دروغ است، نباید در آن مجلس بنشینید،"

 

 

 


برچسب‌ها: سیاسی, شهادت امام حسین, مهندسی معکوس و قیام عاشورا
ادامه مطلب
[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب