X
تبلیغات
آدم بهــــشتی

آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 


از آنجا که در چند پست اخیر از اصطلاح "دین جدید" زیاد بهره بردم  و مفهوم آن نیز مورد سوال دوستان قرار گرفت لذا این پست را به توضیح مختصری در خصوص منظور من از "دین جدید" و یا دین آخر الزمانی را با سوالی که جناب رهگذر در پست" چرا کفرِ جوانان نسبت به خرافات قابل تقدیر است! - اگر رسول خدا می شنید... .  "مطرح نمود؛ تقدیم میکنم :

 

رهگذر

سه شنبه 2 اردیبهشت1393 ساعت: 11:2        

عکس اول پست معرکه اس

واقعیت امروز ما همینه .همه مشغول نعل کردن فکر ما هستند.

از اینکه به کامنت من پاسخ دادید و در این پست هم مجددا اشاره کردید تشکر می کنم ولی باز هم میگم اگه خرافاتو حذف کنین چی از دینتون باقی میمونه.

اگه در مورد عاشورا دروغ هایی که حتی امثال آقای مطهری می گفت را هم حذف کنین چه چیزی دارین در مورد کربلا بگید و مردم را بگریونید

 

پاسخ:

بنظرم اگه کمی به مفهوم "دین جدید" بیشتر توجه کنید شاید به توافق برسیم.

برای توضیح این مفهوم ناگزیرم مقدمه ی کوتاهی را در مورد چگونگی اتصاف انسان ها به دین، با طرح این سوال تقدیم کنم .

آیا می توان حیوانات و درندگان را به مسیحی و یهودی و کافر و مشرک و مسلمان طبقه بندی کرد؟

خیر.  چرا؟

 چون درندگان و حیوانات ذاتاً انسان نیستند که شایستگی اتصاف به صفاتی انسانی چون عالم و جاهل، بد و خوب(به معنای ارزشی آن)، مومن و کافر، مسلمان و مسیحی را داشته باشند.

اتصاف یک حیوان به علم( مثلاً گرگِ عالم)  همانقدر مجازی و نادرست است که حیوانات را متصف به صفت ایمان و کفر نماییم.

به باور من! قبول و پذیرشِ واقعیِ اسلام؛ مقدور همه ی کسانی است که توانسته اند با اتصاف به  حداقل های صفاتِ انسانی خود را در دائره "انسان بودن" حفظ کنند. والا کسی که در عمل و در زندگی روزمره، حیوانِ درنده خویی بیش نیست ( و در زندگی چون یک گرگ؛ هم نوعان خود را می درد و ...)؛ نمی تواند مدعی انسان بودن باشد و لذا حق ندارد خود را انسانِ کافر بداند؛ چه رسد که خود را مسلمان بخواند!!


به زعم من! پیامبران مبعوث شده اند که جایگاه انسان ها را از حداقلِ رتبه ی انسانی ارتقا داده و به کمال برساند. و الا، عمل به حداقل های انسانی که فطرت و عقل سلیم آن را در می یابد نیازی به ارسال رسل ندارد. به همین جهت؛ قرآن شامل دوگونه توصیه و دستور است :

1-     دستوراتی که حداقل های انسانی را مورد تاکید، توجه، تکرار و توصیه قرار می دهد.

2-     دستوراتی که با فرضِ وجودِ پایه ی اولیه انسانی، کمالات انسانی را ارتقاء می دهد.


مثلاً در قرآن تاکید می شود اگر کسی نسبت به شما مرتکب تعدی و ظلم و قتلی شد، شما حق ندارید جز او کسی را مجازات کنید. زیرا هر کسی رهین عمل خود است و دیگران، مسئول کارهای او نیستند.(توصیه به حداقل های مورد انتظار از یک انسان)





برچسب‌ها: دین آخرآلزمانی, مهدویت, دین خرافی
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

امروز سالروز ولادت حضرت فاطمه ی زهرا(س) و روز زن و مادر است. انشالله این روز بر  همه ی انسان های روی زمین ( و حتی زیر خاک) مبارک باشد.

نمی دانم چرا هر وقت به حضرت زهراء فکر می کنم از اینکه ادعای مسلمانی و شیعه بودن دارم خجالت می کشم. نه از این جهت که در عرصه ی عمل پایم می لگند (که می لنگد!)، بلکه بیشتر از این جهت که اصلاً شناحت و معرفتی درخورِ آن بزرگوار، که زمینه ی عمل مرا را فراهم نماید، نیز ندارم!!


داستانِ امیدواریِ غمبارمن؛  همانند دانش آموزِ تنبلی است که که قبول نشده اما وقتی می بینید اکثراً نیز مثل او قبول نشده اند، امیدوار و خوشحال می شود که خدا را شکر در تنبلی تنها نیست!

به همین جهت  وقتی به بقیه اعم از بزرگان و متوسطین و کوچک ها که نگاه می کنم و می بینم مثل من رفوزه می شوند (و یا شده اند)، امیدوار می شوم که خب! پس اوضاع خیلی هم بدنیست!!!!


در خصوص حضرت زهراء دو موضوع مستقل اما مرتبط قابل توجه و پژوهش است :

1-      چرا و به چه دلایلی حضرت فاطمه(س) الگو و اسوه است؟

2-      با قبولِ الگو بودن حضرت برای مومنین، در چه حوزه های رفتاری اعم اجتماعی و فردی و ... رفتار و عمل زهرای مرضیه، الگوی رفتاری ماست؟

تاسف و خجالتم ناظر به این موضوع است که در هر دو زمینه خصوصاً دومی، تقصیر هایی متوجه همه ی متولیان و ارادتمندان حضرت می شود.



مناسب می دانم در این مختصر بیانات برخی از بزرگان و محققین ذکر شود:



ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]


عدم اقبالِ نسل امروز ما به دین و به تعبیر صریح تر بی تفاوتی آنان نسبت به امور دینی و بقولی صحیح تر! رویگردانی جوانان نسبت به مسائل دینی، موضوع مهمی است که به نظر من حساسیتی در متولیان رسمی دینی و حکومتی دیده نمی شود و یا در صورت وجود حساسیت، ریشه های آن بدرستی تحلیل نشده و با دادنِ نشانی غلط از چرایی موضوع، راه حل های ارائه شده نیز نادرست و نا کارآمد می نماید.


گرچه بحث پیرامون ابعاد علل رویگردانی (برخی) مردم از دین در صلاحیت و بضاعت علمی بنده نیست اما ازآنجا که این موضوع؛ دغدغه همیشگی ام است لذا اشاره ای به دغدغه هایم بی فایده نیست.


من!  بر اساس آیه 108 سوره یوسف (قُلْ هَذِهِ سبِيلي أَدْعُوا إِلي اللَّهِ عَلي بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني- بگو راه من اين است كه من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را بسوي خدا مي‏خوانيم)، اینگونه می فهمم که وظیفه ی همه متولیان رسمی دینی و دین داران آن است که؛ اولاً دین را عقلایی بفهمند و در ثانی عقلانی تبلیغ کنند.

به همین جهت است که گام اول؛ در دینداریِ راستین را ترکِ تمامی خدایان باطل و کفر نسبت به اله های خود ساخته ی بشری اعم جن و انس ، دانسته  و گام بعدی را "ایمان به خدای بی هتمای واقعی " می دانم.

معتقدم! اگر خرافات از دین (و در حقیقت از باورهای دینی مومنان) زدوده شود ما با باوری از دین مواجه خواهیم شد  که می توان از آن به "دین جدید " یاد کرد. دینی؛ تازه و با طراوت و کارآمد!

در این نگاه برای رسیدن به حقیقتِ "لا اله الا الله"، زدودنِ خرافات از باورهای دینی، بمنزله عمل به "لا اله" است و ایمان به خدایی که خدای آسمان ها و زمین است، در حکم عمل به " الا الله" خواهد بود .

 


خلاصه ی نظراتم در این موضوع را می توان در پاسخ هایی که به جناب"رهگذر در دو پست " سفرنامه مشهد الرضا-دیماه 92 (1) - آداب عشق ورزی   " و " مصباح و مطهری و داستان ِحقِ حاکمیت مردم یا ولایت - علت بی توجهی جوانان به دین!  " مشاهده کرد:

1- نتیجه ی حذف خرافات از دین :



برچسب‌ها: کفر نسبت به خرافات, دکتر یثربی, علل بی توجهی جوانان به دین
ادامه مطلب
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

دیروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم ؛ با عنوان "شعری زیبا از استاد شهریار" و  الحق که شعر تر و تازه و جالبی بود.

در فضای مجازی گشتی زدم تا  شعر را در دیوان جنابشان بیابم و با ذکر مرجع در وب منتشر کنم. نتیجه تفحص بسیار جالب تر از اصل شعر بود. زیرا آنچه نصیبم شدآن بود که در نسخه های موجود، در اولین کلمه از اولین بیت این شعراختلاف وجود داشت .( اکثریت سایت ها از کلمه ای و برخی دیگر، از کلمه ی دیگری استفاده کرده بودند)

اجازه دهید جند بیتی از این غزل هیجده بیتی را با توجه به نقلی که در اکثر سایت ها آمده، تقدیم دوستان کنم و سپس ادامه ماجرا را بازگویم. !! 



  " مُشرکان کز هر سلاحی فتنه و شر میکنند        از عبا هنگامه؛ وز عمامه محشر میکنند

    یک سخن کز دل برآید بر لب این قوم نیست       گر چه از بانگ اذان گوش فلک کر میکنند

    در دل مردم هراس کیفر اندازندگان                  خود چرا کمتر هراس از روز کیفر میکنند

    ساقیان کوثرند؛ اما شب از دست خُمار             ای خم هم می خزند؛ هم می به ساغر میکنند

     در کمین اهل ایمان؛ با کمند کید و کین            پشت هر سنگی که می یابند سنگر میکنند

     آنچه دین در قرن ها؛ کافر مسلمان کرده بود       این حریفان جمله را یک روزه کافر میکنند

     چون حقایق مسخ شد؛ دین جز فسانه بیش نیست    کور دل آنانکه این افسانه باور میکنند

     وای از این بدخبره عطاران؛ که از خبط دماغ     پِشک را نایب مَنابِ مشک و عنبر میکنند

     در خرابات آی کین جا؛ مسلم و گبر و یهود          جمله از یک جرعه؛ دل با هم برابر میکنند

     شهریار از پله های عـرش اگـر بالا روی              قدسیان بینی که شعر حافظ از بر میکنند "

 

اما ادامه ی ماجرا:

نکته جالب توجه آن بود که بیت اول این غزل زیبا در برخی از سایتها اینگونه منتشر شده بود :


زاهدان کز هر سلاحی فتنه و شر میکنندا    ز عبا هنگامه؛ وز عمامه محشر میکنند


طبیعی بود که حساس شوم اولاً علت این اختلاف چیست؟  چرا کلمه ی زاهدان را به مشرکان تغییر داده اند؟ و در ثانی کدام نقل صحیح تر است ؟




برچسب‌ها: شهریار, واعظان و زاهدان بی عمل, حافظ, سیاسی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 


دوست گرامی و عزیزم جناب"علی.ش" در پست قبلی نظری ارسال داشت که وعده کردم ملاحظاتم رادر مطلبی مستقل تقدیم دوستان کنم. به همین جهت ابتدا نظر ایشان را آورده و  سپس نکات لازم را توضیح می دهم . 


علي. ش:

با سلام.

انگيزه شما در نقد مطروحه را مي‌فهمم اما بر اين باورم که اين نقد در جاي مناسبي مطرح نشده است. بحث يارانه بسيار داراي اهميت است و ارقام آن بزرگتر از آن است که با اين گونه پيشنهادها بشود از پس تامين هزينه آن بر آمد. کشور در سال به 42 هزار ميليارد تومان پول احتياج دارد و اين در حالي است که با اين صرفه‌جويي‌هاي پيشنهادي شما، يکصدم اين ارقام هم تامين نخواهد شد. تلاش دولت براي بازتعريف اقشار يارانه‌بگير براي صرفه‌جويي اساسي است نه در حدي که ارقام پيشنهادي شما فراهم مي‌آورد. اين انتقادها را با اين تيتر - با عرض معذرت - عوام‌پسندانه هدر داده‌ايد.

                       موفق باشيد


برادر خوبم علی آقا سلام

گرچه فرمایش شما درست است که" کشور در سال به 42 هزار ميليارد تومان پول احتياج دارد و اين در حالي است که با اين صرفه‌جويي‌هاي پيشنهادي شما، يکصدم اين ارقام هم تامين نخواهد شد. تلاش دولت براي بازتعريف اقشار يارانه‌بگير براي صرفه‌جويي اساسي است نه در حدي که ارقام پيشنهادي شما فراهم مي‌آورد." اما چند نکته را نمی توان نادیده گرفت:


1- مطالب مربوط به موضوع پول های در اختیار، چه آنهایی که رسماً در بودجه پیش بینی می شود و چه آنهایی که نه ذکر می شود و نه محاسبه و فقط مصرف می شود، خیلی شفاف نیست و قضاوت شما مبنی بر ناچیز بودن آن مقرون به صحت نیست .


2- دولت در شب شروع مرحله دوم آنهم با زبان پرلکنت و گنگِ معاون اول،  اعلام نمود که دولتِ رییس جمهور روحانی انتظار دارد 25درصد از مبلغ کل یارانه ها  انصراف دهند تا به مصارفی که گفته اند برسانند و این یعنی چیزی حدود ده هزار میلیارد تومان!

از طرفی می دانیم سرجمع پول های رسمیِ در اختیار مسئولین حدود ده درصد این مبلغ می شود. آیا این انتظار غلطی است که در گام اول از دولت بخواهیم مصارف خارج از کنترل و نظارت ارکان حکومتی را به سودِ هدفمندی یارانه کاهش دهد و از دریافت مبلغ آن انصراف داده، به هدفمندی اختصاص دهند و  سپس از مردم بخواهد یارانه نگیرند؟



3- درست است که دولت وارث خرابی های طرح های اقتصادی ای است که با طرح تثبیت قیمت ها توسط احمد توکلی شروع و با طرح های خلق الساعه ی احمد نژاد و حمایت مجلس و ارکان نظام استمرار یافت و نتیجه عملی آن همه نبوغ، تحریم و فلاکت و زمین گیر شدن ایران در همه ی عرصه ها بود اما چرا هم اکنون فقط دولت روحانی و طرفدارانش باید سختیِ اصلاح امور را بر خود هموار کنند و سایرین که در آن دولت متنعم بودند؛ فارغ البال به نظاره نشینند و .... .

"هدفمندسازی یک پروژه حکومتی است نه یک پروژه دولتی. در دولت دهم کل قوای حکومت همت و همکاری کردند تا مرحله اول این طرح اجرا شود. حتی نیروی انتظامی هم تلاش کرد تا کسی اعتراض نکند، حتی به مطبوعات هم هشدار داده شد که علیه اجرای فاز اول هدفمندی مطلب ننویسند.

 بهتر است دولت باید برای تامین منابع پرداخت یارانه‌ها وارد تعامل با حکومت شود. الان مساله مارپیچ تورم و رکود عمیق و طولانی کل اقتصاد ایران و ثبات اجتماعی و امید به آینده مردم را نشانه رفته و تخریب می کند. این تخریب ها هزینه های تاریخی و بلندمدتشان از هزینه‌های جنگ کمتر نیست. حتی با توجه تخریب طبقه متوسط، یک تورم عظیم دیگر می تواند به بی ثباتی اجتماعی بینجامد. خوب حالا هم نهادهایی که مدعی حمایت از انقلابند بایدسرمایه‌هایشان را بیاورند وسط.

بالاخره یک سری نهادها و بنیادها و موسسات عمومی و وابسته به حکومت هستند که توانایی آن را دارند که بخشی از کسری یارانه‌ّها را تامین کنند. این‌ها در سالهای گذشته رانت‌ها و منافعی برده‌اند بیایند و بخشی از کسری یارانه‌ها را در یکی دو سال آینده برعهده بگیریند تا کم‌کم با تورم ارزش یارانه‌های پرداختی ناچیز شود."




برچسب‌ها: اقتصادی, مرحله دوم هدفمندی یارانه ها, سیاسی
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب