آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

به عنوان یکی از مصادیق جابجایی حساسیت ها، می توان به حساسیت غلیظی که در مورد آیت الله صانعی وجود دارد اشاره نمود و تاثیر گرایشات سیاسی ایشان در چگونگی مخالفت با فتواهای فقهی ِایشان را رد گیری کرد.

در پست "ارزش های بی ارزش و کم ارزش (1) - کفن پوشان گوش بفرمان!" آقای " ترسو" پرسیده بود که :

"بالاخره آقای صانعی مسیحی ها و یهودی ها را نجس می داند یا نه؟"

و من پاسخ مختصری دادم که "جناب آیت الله صانعی از پیشگامان فقهاء روشن اندیش و فهیمی هستند که حکم به طهارت اهل کتاب( همانند هر انسان دیگری ) دادند.

انشاالله در این مورد در دو پست بعد به عنوان یک مثال از برخوردهای جالب، مفصل تر می نویسم" و این پست، پاسخ مفصل تری به آن سوال است.

 

جناب آیت الله صانعی از پیشگامان فقهاء روشن اندیش و فهیمی هستند که حکم به طهارت اهل کتاب ( همانند هر انسان دیگری ) دادند.

 

کافی است به سایت جنابشان مراجعه تا فتواهای عالمانه ی دیگر ایشان در مورد ارث زنان ، دیه زن و مرد همچنین احکام  قصاص زن و مرد و اهل کتاب ، ازدواج مجدد، تعیین سن تکلیف دختران در سیزده سالگی ( که تاثیرات مثبت فراوانی در بحث مجازات اسلامی دارد) و ... دیده شود.( گرچه جناب ، جناب گفتن در مورد آیت الله صانعی ممکن است بی احترامی تلقی شود، من! اما به عمد از کلمه معظم له برای ایشان استفاده نمی کنم)

 

به این فتواها توجه کنید:

"(مسئله 108 )كافر يعنى كسى كه منكر خداست، يا براى خدا شريك قرار مى دهد، يا پيامبرى حضرت خاتم الانبيا محمّد بن عبدالله(صلى الله عليه وآله) را قبول ندارد، يا در يكى از آنها شك دارد؛ و كفّار معاند مطلقاً نجس اند؛ امّا غيرمعاندان از آنها ـ كه عامّه كفّار مى باشند ـ اظهر، عدم نجاست آنان است، بلكه عامّه كفّار، حتّى حربى آنان كه به خاطر اسلام و اعتقاد مسلمانان با آنان نمى جنگند، بلكه براى جهات ديگرى مى جنگند، معاند دينى نمى باشند و محكوم به نجاست نيستند.

 

(مسئله 110 ) پدر و مادر بچه نابالغ، اگر چه كافرِ معاند دينى باشند، سبب نجاست فرزند نابالغ غير مميز و يا غافل نمى باشند، و تبعيت در اينجا دليل ندارد؛ همچنان كه در مميزى كه خود انتخاب كفر نمايد نيز تبعيت محل ندارد."

 

 

 

بی مناسبت نیست در اینجا بخشی از فرمایشات آیت ا لله صانعی در جلسه دیدار با ایشان که به این موضوع ارتباط دارد را نقل کنم:

 

"یک مسیحی اومد به من گفت حاج آقا اینکه ما رو نجس می دونید، بدونید عقیده تون اینه ولی حداقل ما روکنار سگ و خوک ننشونید!

خب راست میگه!

امروز اگر شما تو رساله عملیه میخوای بنویسی ، بول و غایط نجسه،کافر هم نجسه! (حالا فرض کن عقیده ات اینه که نجسه). خب اون چطوری دعوت میشه به اسلام؟

اومده خونتون ؛ استکانشو آب میکشی و .... ، اصلاً نجاست غیر مسلمونها با دعوت به اسلام نمی سازه!

چه کرده که نجس باشه، چه کرده؟ یه عقیده ای داره، طرف دینش آزاده ! فکرش نمی رسه!

من بارها عرض کردم یه کسی میاد کتابهای مسیحی رومیخونه یا اعمال مسیحیان را می بینه، میشه مسیحی یا اعمال منو می بینه که متولی اسلامم، دم از اسلام میزنم، از اسلام بهره بردم؛  اعمال بد منو می بینه و اعمال خوب اونها را !  میشه مسیحی!

حالا کیو باید مجازات کرد ، بنظر بنده!  بنده رو باید مجازات کرد که کاری کردم او مسیحی شده نه اینکه اون بیچاره را بکشونم پای چوبه ی دار بگیم تو مرتد شدی!

اینها چیزایکه اگر به ذهنتون رسید، ذهنتون رو تخطئه نکنید بپرسید، سوال کنید.

شبیه اش رو امام دارد. بزرگانِ از فقهای ما گفته اند قران را نباید به دست غیر مسلمان داد، نه بیعش نه صلحش نه عاریه نه ارث  اش!

امام سلام الله علیه وقتی ادله رو رد میکنه از نظر استدلالی و بحث حوزوی،  می فرماید بلکه بعضی وقتا مستحبه که قران را بهشون بدیم و بعضی وقتا واجب است که بدیم!

برای اینکه قران برنامه دعوتتون است و این مسیحی اومده میخواد ببینه برنامتون چیه و چی میگید ؟

میگه توهین نمی کنم ، پاره نمی کنم؛ میخوام ببینم قران شما چی داره؟

شما میگید؛  بهش نده!!!!؟؟

امام  میگه بعضی جاها مستحبه و بعضی جاها واجبه که قران بدیم .

من تعجبم اینه که چطور آقایانی که به نظریات بنده اشکال میکنن این نظرامام رو زیر سوال نمی برن؟

جرات نکردند و الا اونو هم [زیر سوال]می برن والا این فتوا بر خلاف فتوای همه فقهاست."

 

 برای همین ایشان در مساله 140 رساله شان فتوا داده اند که:

 

"(مسئله 140 ) دادن قرآن به كافر، فى حدّ نفسه مانعى ندارد"

 

 نکته ی جالب آن دیدار این بود که برای ما خبری مبنی بر احتمال رفع حصر برخی آقایان را که از سایت های خبری شخصاً در دقایقی پیش از دیدار ما در اینترنت ملاحظه نموده بود، نقل کرد.

 

 

 


برچسب‌ها: آیت الله صانعی, کفن پوشان
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

در پست قبل اشاره شد که در برخی اوقات موضوعاتی بعنوان ارزش و هویت دینی معرفی می شود که بنابر نظرعموم علماء، نه تنها امر دینی نیستند که خرافه و باطل نیز محسوب می گردند .

یادآوری تلخ آمارهای مربوط به مسائل و روابط جنسی ایرانیان ضروری است تا با ذکر این مثال مشخص ، موضوع جابجایی ارزش ها را  پی گیریم.

"در زیر آمارهای منتشر شده در فصل سوم گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس آمده است:

 

*- خود ارضایی:

در سال تحصیلی 1386–1387 از 141552 دانش آموز ( دختر و پسر) دوره متوسطه در کشور تعداد 11617 نفر دچار خود ارضایی بودند.

*- تصاویر مستهجن

شیراز در دیدن تصاویر مستهجن رتبه ششم کشور را دارد و تهران، یزد و اصفهان در رده‌های اول تا سوم قرار دارند.

* -بدحجابی و خودآرایی تحریک کننده

78.9درصد از بدحجاب‌ها زیر 15 سال، 9.46درصد بین 16 تا 20 سال، 5.31درصد بین 21 تا 25 سال و 8.13درصد بین 26 تا 30 سال سن داشته‌اند.

* -رابطه جنسی نامشروع

از جامعه آماری 1610 دانش آموز در سال 1387 معادل 30 درصد این افراد با جنس مخالف رابطه غیرمجاز داشته‌اند. همچنین در سال تحصیلی 1386-1387 از 141552 دانش‌آموز دختر و پسر دوره متوسطه در کل کشور تعداد 105046 نفر دارای رابطه جنسی با جنس مخالف بوده‌اند.

*- روسپیگری

در سال 1388 سن روسپیگری بالای 30 سال بوده اما اکنون سن روسپیگری به 15 سال به بالا رسیده است.

 

پرسیده بودم" آیا ارتباط منطقی و حتی غیر منطقی!!  میان عوامل موثر در ایجاد وضعیت موجود (عوامل اقتصادی و سیاسی که اشاره شده در گزارش) با پیشنهادات مرکز پژوهش می بینید؟

 

متاسفانه علیرغم اینکه در گزارش صراحتاً به تاثیر عوامل اقتصادی (اقتصاد وابسته و مبتلا به بیکاری و تورم و رانت‌خواری که موجب فاصله طبقاتی فاحش و عدم توزیع عادلانه ثروت و فرصت‌های برابر) و عوامل سیاسی(حضور دین در مدیریت جامعه موجب ضدیت با حاکمیت دینی و راهبردهای آن شده است. همچنین صلاحدیدهای نادرست حکومتگران مثل اینکه حاکمیت به خودکامگی روی آورده و آزادی‌های خداداد و مشروع را از شهروندان سلب کرده است، مردم به سمت روابط نامشروع کشیده شده‌اند) اما هیچ اشاره ای به اصلاح رویه هایی که باعث ایجاد این وضعیت است؛ نشده و به موضوع جالب تسهیل در ازدواج موقت پرداخته ا ست.

 

براستی کسی می داند برای گروه همجنس باز و یا تن فروشی که همسرش نیز می داند تن فروشی می کند اما بدلیل فقر ناچار به تن فروشی است، توصیه به تسهیل ازدواج موقت به چه معناست؟

آیا توصیه به ازدواج موقت برای دختران محصل دوره ی متوسطه، معقول و شدنی است؟  

 

 

 

سوال مهم و اصلی ام  این بود که چرا در این کشور از بزرگ تا کوچک، از سیاسیون گرفته تا مدعیان فرهنگ و ارزش ها کسی لب به اعتراض که هیچ لب به شکوه و نجوا هم نمی گشاید؟ کفن پوشیدن و تظاهرات خیابانی و تعطیلی درس و اماکن پیشکش!!

چرا کسی کفن نمی پوشد و گریبان نمی درد و .... واقعاً برای برخی ها خدا هم وجود دارد؟؟؟؟

 

پاسخ به این سوال را  البته از شهید مرتضی مطهری بشنوید؛ بسیار جالب و خواندنی است.

 

(نپرسید مگر این سوال آن زمان هم مطرح بود؟ و یا این آمارها که مربوط به سال های 86 تا 87 و در سال های موفق!! مدیریت هزاره ی سوم در جمهوری اسلامی است و چه ربطی به پاسخ های شهید مطهری در زمان طاغوت دارد؟

زیرا پاسخ می شنوید که از گرفتارهای ایران یکی همین است که ملت ما در گذشته ی  ناهنجار خویش گیرکرده!  صد سال است که مشکل عدم اعتناء به قانون را هم از سوی مردم و هم سوی حاکمان ِ خود دارد، حداقل صد سال است گرفتار استبداد و خودکامگی است. صدسال است که نتوانسته مشکلات نظری و عملی خود را حل کند. صد سالاست که سوال تکراری می کند و پاسخ تکراری می شنود اما به هنگام عمل می لنگد! و صد سال است  در دورانِ کودکی خویش مانده و  به رشد نرسیده است.)

 

 

 


برچسب‌ها: کفن پوشی بی منطق, سیاسی, شهید مطهری
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

جامعه اسلامی و حتی به تعبیر سهل انگارانه، جامعه که بسمت اسلامی بودن در حرکت است و یا حتی فوق العاده ساده انگارانه تر!  جامعه ای که جهت اش به سوی اسلام است و بدان سوی گام بر می دارد،  چه ویژه گی هایی دارد و چگونه باید باشد تا اگرنبود باید برآشفت و فریاد زد و کفن پوشید و ...؟

به عبارتی دیگر جامعه دینی سالم،  نسبت به چه حریم هایی حساس است و خروج از آن را بر نمی تابد؟ آیا متدینان باید نسبت به همه ی آنچه که در دین گفته شده و یا معرفی می گردد به یک میزان حساسیت نشان دهند؟

آیا جابجایی ارزش ها و حساسیت ها در جامعه و حاکمیتِ مدعی تدین خود یک ناهنجاری بزرگ نیست؟ مسئول این ناهنجاری کیست و چه کسانی وظیفه ی اصلاح امور را دارند؟ مردم، جامعه، حاکمان و یا خدا؟

 

راستی مگر جامعه دینی و اسلامیِ ناسالم، معیوب و مجازی هم داریم که بشود بجای سالم و صحیح و واقعی اش به خورد مردم داد؟؟؟؟؟

 

قبل از طرح موضوع، لطفاً به بخش هایی از  آمارهای تکان دهنده ای که توسط مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر شده،  توجه کنید:

 

آمارهای تکان‌دهنده از روابط جنسی

 

"مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به وضعیت روابط جنسی در ایران پرداخته است. در این گزارش تاکید شده است که "روابط جنسی نامشروع در حد نگران کننده ای افزایش یافته است.

آفتاب: برای اولین بار یک نهاد رسمی آمارهایی از مسائل و روابط جنسی ایرانیان منتشر کرده است.

 

بر اساس این گزارش، در سال تحصیلی 1386 – 1387 از 141 هزار دانش‌آموز (دختر و پسر) دوره متوسطه بیش از 11 هزار نفر دچار خودارضایی بودند.

 

همچنین در این سال تحصیلی 17.5 درصد دانش‌آموزان مورد بررسی همجنسگرا بوده‌اند.

بر این اساس از جامعه آماری 1610 دانش‌آموز در سال 1387 معادل 30 درصد این افراد با جنس مخالف رابطه غیرمجاز داشته‌اند.

 

طبق این گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس در سال 1388 سن روسپیگری بالای 30 سال بوده اما اکنون سن روسپیگری به 15 سال به بالا رسیده است.

 

این گزارش که در سه فصل به صورت فایل پی دی اف بر روی سایت مرکز پژوهش‌های مجلس قرار گرفته حاوی نکاتی تامل برانگیز است.

این گزارش در سال ۱۳۹۰ در حال نگارش بوده و هم‌اکنون منتشر شده است. لازم به ذکر است چنین گزارش‌هایی به ندرت از سوی مراجع و سازمان‌های رسمی در ایران منتشر می‌شود.

 

همچنین در این گزارش به تحقیقات دانشگاه شهید بهشتی اشاره شده که در مورد آمار روسپیگری است. در این تحقیق ذکر شده است که آمار روسپیگری بین زنان متاهل بیشتر از مجردهاست و ۱۱ درصد روسپیان شهر تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپیگری می‌زنند.

 

 

 

 معاونت مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی از تشکیل 280 پرونده تجاوز جنسی در چهار ماه نخست سال 1388 خبر می دهد.

  از جمله عواملی که برای توجیه آمار‌های ارائه شده در گزارش مرکز پژوهش‌ها ذکر شده، عوامل اجتماعی است که عامل‌های اقتصادی در زیر مجموعه عوامل اجتماعی قرار می‌گیرد.

 

در این رابطه ذکر شده است که اقتصاد وابسته و مبتلا به بیکاری و تورم و رانت‌خواری که موجب فاصله طبقاتی فاحش و عدم توزیع عادلانه ثروت و فرصت‌های برابر می‌شود و امکان کسب درآمد شرافتمندانه را از افراد سلب می‌کند اگر با تجمل گرایی همراه باشد اقشاری از جامعه را که توان قرار گرفتن در مسابقه رفاه زدگی را ندارند به راه‌های نامشروع از جمله کسب درآمد از طریق تن‌فروشی و تشکیل باندهای فساد و فحشا می‌کشاند.

 

در این گزارش به عوامل سیاسی هم اشاره شده و نکته قابل توجه این است که گفته شده عدم اعتقاد به دین یا حضور دین در مدیریت جامعه موجب ضدیت با حاکمیت دینی و راهبردهای آن شده است. همچنین صلاحدیدهای نادرست حکومتگران مثل اینکه حاکمیت به خودکامگی روی آورده و آزادی‌های خداداد و مشروع را از شهروندان سلب کرده است، مردم به سمت روابط نامشروع کشیده شده‌اند. براساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس از طرفی حاکمیت نتوانسته است انتظارات عامه مردم به ویژه جوانان را پاسخ دهد و شرایط زندگی را به گونه‌ای سخت کرده که افراد به هر شکلی در تلاش هستند تا آن را به چالش بکشند و رفتار جنسی خارج از حدود حاکمیت داشته باشند.

 

پیشنهاد‌های ارائه شده در گزارش شامل موارد زیر است:

 

 

 


برچسب‌ها: کفن پوشی بی منطق, سیاسی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

  

 

به نظر می رسد این از سنت های تاریخ بشریت است که اگر ملتی در باتلاق جهل و خرافه اسیر باشد نه تنها نمی تواند مصالح خود را تشخیص داده در جهت رهایی از ظلم و ستم اقدام نماید بلکه با دست خود و با نیتی خالص،  مصلحانِ خویش را به زندان می افکند و همصدا با ظالمان، بر اصلاحگران می آشوبد و آرزوی مرگشان می کند.

خواندن این بخش از تاریخ که در ذیل  نقل می شود؛ موید نکته ای است که در بالا بدان اشاره کردم و شما نیز می توانید با مراجعه به تاریخ کهن و معاصر نمونه هایی از آن را مشاهده کنید.

 

"عمر بن عبدالعزیز(نام کامل عمر بن عبد العزیز بن مروان بن الحکم بن أبی العاص بن أمیة) هفتمین خلیفه از خلفای اموی است که برخی از اهل سنت از جمله ابن اثیر او را پنجمین خلیفه از خلفای راشدین دانسته‌اند."

 

"بنا به گزارش تاريخ، از خلفاي اموي تنها عمر بن عبدالعزيز بود كه بطور نسبي برخوردي ملايم با اهل بيت داشت. طبق نقلي، امام باقر (ع) فرمود: «هر قومي نجيبي دارد و نجيب بني اميّه عمربن‌عبدالعزيز است».  وي با رسيدن به خلافت سنّت زشت سبّ و لعن امام علي (ع) را حذف كرد و به همۀ عمالش نوشت كه چنين كاري را ترك كنند."

 

"اعتقاد عمر بر آن بود که آنچه امراء و فرماندهان دارند از راه ظلم به مردم به دست آورده اند، پس از خود شروع می کند و تمام داراییش را میان فقرا تقسیم می کند، در خانه ای ساده، بدون محافظ و نگهبان زندگی می کند، لباس ها و اسب های گران قیمتش را می فروشد و پولش را به بیت المال می دهد، حتی از گرفتن حقوق از بیت المال نیز اجتناب می کند، سپس به همسرش دستور می دهد تا تمام جواهراتش را به بیت المال دهد و به وی می گوید: خودمیدانی پدرت چگونه و از کجا این جواهرات را به دست آورده، یا مرا انتخاب کن و یا این جواهرات را، همسرش پاسخ می دهد: بی شک تو را انتخاب می کنم ای امیرالمومنین."

 

"جـلوگـيـرى از حيف وميل بيت المال توسط امويان،  از ديگر اقدامات مهم عمربن عبدالعزيز اين بـود كه تمام اموال خويشاوندان ونزديكانش را به عنوان اين كه مظالم و حق مردم است ، به بيت المـال برگرداند و هدايا و مستمريهاى ماهانه آنان را قطع كرد. بنى اميه به او اعتراض كردند و او درجواب گفت :

امـوال خـودم ظـرفـيـت ايـن هـمـه بـخـشـش را نـدارد و نـسـبـت بـه بـيـت المـال هـم حـق شـمـا مـانـنـد حـق فـردى اسـت كـه در دورتـريـن نـقـطـه مـمـلكـت زنـدگـى مـى كند."

 

بنی امیه با عمر به دلیل مبارزه با ظالمان و اجازه ندادن به دست درازی بعضی از سودجویان بنی امیه به اموال عمومی و خصوصی مردم؛  مخالف بودند و برای همین نزد فاطمه دختر مروان که در میان آنان از منزلتی عظیم برخوردار بود، رفتند تا با عمر در خصوص کارهایی که با آنها کرده، صحبت کند و بدین طریق (چه از راه نصیحت و یا تهدید ) او را از ادامه راه بازدارند.

 

 


برچسب‌ها: رابطه ی عوام و مصلحان, سیاسی
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم مرداد 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

درخبرها آمده بود که رهبر انقلاب اسلامی "در دیدار صدها نفر از مسئولان و قشرهای مختلف مردم و سفیران و کارداران کشورهای اسلامی در ایران، همه مسلمانان را به یاری مظلومان فلسطین فراخواندند ... و با اشاره به تنهایی مردم بی پناه غزه افزودند: پیام روشن ما به دولتهای اسلامی این است که بیایید به یاری مظلوم برخیزیم و نشان دهیم که جهان اسلام در مقابل ظلم و ستم، آرام نمی نشیند.

رهبر انقلاب افزودند: برای تحقق این هدف، باید همه دولتهای اسلامی از اختلاف نظرهای سیاسی و غیرسیاسی صرف نظر کنند و همه با هم، به کمک مظلومانی بشتابیم که در چنگال گرگ خونریز صهیونیست در حال دست و پا زدن هستند."

 

خواندن این بخش کافی بود تا در گرداب این اندیشه فرو روم که چرا علیرغم لزوم وحدت در جهان اسلام در خصوص موضوعاتی چون غزه که وضوح اش بسیار است؛ این امر تاکنون تحقق نیافته و به نظر تحقق نایافتنی نیز هست؟

در این فضا بودم که چشمم به بیانات جناب آقای هاشمی روشن شد که می فرمود:

 

"... عدالت اعتقادي همان اعتدال اجتماعي است كه مسلمان، چه شيعه و چه سني بايد در گفتار و رفتار از خود بروز دهد.

ايشان با بيان مقاطع مختلف تاريخ اسلام و تقابل هميشگي اعتداليون با افراط و تفريط، به زمان حضرت علي(ع) و اوج‌گيري خوارج اشاره كرد و گفت: آن انديشه انحرافي ادامه يافت و امروز جهان اسلام گرفتار همان افكار است كه با تفاوت‌هاي زماني همان كارها را مي‌كنند.

ايشان آزادي را از مصاديق بارز فرهنگ اسلامي خواند و گفت: بايد به حرف‌هاي ديگران گوش كنيم و بهترين‌ها را انتخاب كنيم و اگر با تهديد و تحديد مانع حرف ديگران شويم، خلاف صراحت قرآني در«فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه» است.

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني افزايش افراط را براي مسلمانان احساس خطر خواند و گفت: امروزه شاهديم كه داعش با ادعاي اسلامي كارهايي مي‌كنند كه جنايت و وحشي‌گري است.

ايشان افزود: تروريست‌هاي مدعي مسلماني، اسلام را در دنيا بدنام كردند."

 

 

 

راستش را بخواهید خواندن این دو بیان کاملاً درست؛ اجمالاً شعله ی دو نکته را  در ذهنم روشن نمود:

1-  ما در جهان اسلام و حتی در میان جهان شیعه و یا همین جهان!!! ایران خودمان در موضوعات فوق العاده ساده تر نتوانسته ایم به وحدت برسیم . چگونه انتظار می رود در موضوعی مهمی چون غزه (که هر کس قصد دارد از این جسد نیمه جان  "مردم فلسطین و غزه" منافع خود را درو کند ) به وحدت نائل شد؟

سال ها ست که ما در مساله بسیار ساده ای چون حلول ماه رمضان و از آن ملال آورتر، رویت هلال اول شوال دچار اختلاف و تفرقه ایم و بزرگان جهان اسلام و جهان ایران نتوانسته اند حتی میان خود به وحدت برسند و مردم مومن دچار اضطراب و تشویق شده و مخالفان زیرک نیز آن را مایه ی وهن خود قرار می دهند و ....

 

 


برچسب‌ها: نقد حاکمان, رویت هلال ماه, وحدت آبکی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب