آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 

 سایت عصر ایران در گزارشی اعلام کرد که رییس جمهور در مرقد امام اینگونه گفته اند:

 

" روحانی: امام شهامت آن را داشتند که راه صلح را برگزینند

دشمن درصدد بود با زندانی كردن امام، با حصر امام و در دورانی با تبعید حدود ۱۵ ساله ایشان،اجازه ندهد نهضت اسلامی به پیروزی برسد/ امام در مقاطع مختلف در برابر استبداد و استكبار ایستادگی کرده و استكبار ستیزی و استقلال خواهی را به ما آموختند و شهامت آن را هم داشتند، در روزی که ضروری و لازم بود، راه صلح را برگزیند و مسیر توسعه کشور را در مسیر، ثبات و امنیت ادامه دهند."

 

این خبر، توجه ام را جلب کرد زیرا معتقد بودم رییس جمهور روحانی از یکطرف مشغول مذاکره و سخن گفتن با مقامات ارشد نظام و همزمان در حالِ  دادن پیام به مردم در خصوصِ موضوعی بسیار اساسی و مهم است . اینکه چرا جناب ایشان چنین موضوع سرنوشت سازی را در حرم امام بیان کردند، قصد من از نوشتن این پست ا ست. اما ناگزیرم برای تبیین مطلب، یک  پست مستقل را به طرح مقدمات ضروری بحث  اختصاص دهم و ان شاالله در پست بعدی تحلیلم را از این سخنان تقدیم می کنم.

 

در آغاز طلیعه دهه فجرقرار داریم و مناسبت هم دارد که از امام هم یادی شود اما  مقدمات بحث به گونه است که ناگزیرم از امام شجاع و صادقِ سالِ  67 بیشتر یاد کنم تا امام بهمن 57!

 

 در ابتدا مایلم تا این نوشته را  تقدیم کنم به شهدا راه آزادی از 17 شهریور تا شهدای سال های اخیر خصوصا به دوستان شهیدم محمد نکاحی، محمد صداقتی،محمد رضا عالمی، حسین بنی کاظمی، حمیدرضا قنبرپور، علیرضا کشاورزیان و ... که بهترین سالیان جوانی ام با آنان در جبهه گذشت و به یاد امام که مردترین مردانِ روزگار ماست نه از آن جهت که معصوم و بی نقص اش می دانم که او نیز اشتباهاتی داشت بل از آن جهت که به گونه ای رشدمان داد که بزرگی اش مانعِ دیدنِ ما نشد و همین که امروز پس از گذر زمان؛  تعصبی نیز در ندیدن اشتباهات او نداریم،  بدان خاطر است که او درست تربیت مان کرد و واقعاً حق را نشانمان داد نه خود را،خود را بجای حق به ما قالب نکرد و به ما آموخت که حتی خودِ او نیز مساوی با نظام جمهوری اسلامی نیست و   ... !!


برای اثبات اینکه  جمله ی "امام شهامت آن را داشتند که راه صلح را برگزینند "،  تقاضایی از  رهبری و پیامی برای مردم است می باید دوباره به فضای  سال 67 برگردیم و اتفاقات مربوط به قبول قطعنامه 598  از سوی امام را مرور کنیم.

 

جنگ به مراحل خطیر و رو به بن بستی  رسیده بود و برای ما  که در آن ایام  در جنگ حاضر بودیم نیز مشهود بود که جنگ به بن بستِ نظامی رسیده،  نه می توانیم بر نیروهای عراقی  غلبه کنیم و نه آنان قدرت کسب پیروزی داشتند . عراق، "بدلیل کمک های مالی وتسلیحاتی غرب، جان تازه ای گرفته بوند. اين روند باعث شد كه حكومت بعث نه تنها به پيشرفته‌ترين تجهيزات نظامي در زمينه‌هاي جنگ هوايي و زميني دست يابد، بلكه كارخانجات جنگ افزار سازي متعددي با همكاري كشورهاي مختلف به صورت آشكار و نهان برپا ساخت، به طوري كه طبق گزارش مؤسسات بين‌المللي، در پايان جنگ، عراق پنجمين قدرت نظامي جهان شده بود."

 

انگار شعار امام مبنی بر " اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد ، ما ایستاده ایم" در حال تحقق بود!

 

به تیر ماه 67 رسیدیم و امام پیام مشهور " قبول قطعنامۀ 598" را صادر کردند  و عموم ایرانی ها خصوصاً رزمندگان با دلی خونین، پیام امام را گوش دادند.

مناسب است تا باقی قضایا  را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی پی گیریم و سپس مروری به پیام امام داشته باشیم.

 

 

"*ماجرای جلسه 5 نفره سران قوا با امام

_  در جلسه ای ما ۵ نفر خدمت امام رفته بودیم برای اینکه بگوییم وضع جنگ اینگونه است . آیا می خواهیم ادامه بدهیم و یا نمی خواهیم ادامه بدهیم؟  نظر قاطع خود را گفتیم که مصلحت نمی بینیم . برای امام سخت بود که در آن شرایط بپذیرند ما قطعنامه را امضاء و قبول کنیم . لااقل تا آن مقداری که ما صحبت می کردیم . جلسه ما در آن شب طول کشید . راهکارهایی هم پیشنهاد شد . ایشان گفتند که ما به مردم گفتیم اگر جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ، ما ایستاده ایم و در و دیوار پر از جنگ جنگ تا پیروزی و تا رفع فتنه است . اگر الان یکدفعه بیاییم و اینگونه عمل کنیم ، جواب مردم و رزمنده ها را چه باید بدهیم ؟ دل آنها می شکند.

 

در آن جلسه از اینگونه بحثها بود . ما اینها را قبول داشتیم و روی آنها بحثی نداشتیم . ولی بحث این بود که آیا مصلحت است که الان به این صورت ادامه بدهیم ؟ بحثها اینگونه بود . امام قانع شدند که الان باید این کار را بکنیم و به این مسئله رسیدند که مصلحت است که بپذیریم . منتها بحث بر سر کیفیت بود.

من پیشنهاد کردم که اگر برای شما اعلام آن سخت است این مشکل را من حل می کنم. من جانشین شما هستم و حق امضاء در این مسائل دارم من می روم و می پذیرم . ممکن است جنابعالی بعد بلافاصله بگویید که او تخلف کرده و باید از من به عنوان فرماندهی کل قوا اجازه می گرفت. شما آنموقع می توانید مرا محاکمه کنید . فدا کردن یک نفر بهتر از اینهمه مشکلاتی است که پیش آید.ایشان نگاه مهربانانه ای کردند و گفتند : نه ، این خوب نیست . خودشان پیشنهادی دادند که ما از آن پیشنهاد بیشتر متاثر شدیم و آن را قبول نکردیم و گفتیم که این درست نیست.

*اسامی ۵ نفر حاضر در آن جلسه را می فرمایید؟

سران قوا بودیم . رئیس مجلس ، رئیس جمهور ، رئیس قوه قضائیه و نخست وزیر[میرحسین موسوی ] به همراه حاج احمد آقا که معمولا در جلسات ما بودند .

 

 

 

 


برچسب‌ها: پذیرش قطعنامه, سیاسی, جنگ, امام خمینی
ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم بهمن 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

 توهین به ساحت مقدس پیامبر اسلام در یک نشریه فرانسوی و ترور بعدی نویسندگان آن به گونه ای رقم خورد که متن زشت و تاسف بار توهین به پیامبر در برابر حاشیه ی زشت تر ترور، کم رنگ شد و در این بین باز هم پیامبر اسلام بود که مظلوم تر باقی ماند!

 

بنظرمن! بهترین روش برای پاسخگویی به این نوع هزل گویی و هجو سرایی ها (که مطمئناً در دایره ی نقد قرار نمی گیرند) همان رفتاری است که پیامبر(ص)  در زمان حیاتشان با توهین کنندگان داشتند و آن نبود مگر، عفو، بخشش و بزرگواری کردن نسبت به کسی که توهین نموده و با بروز عملی اخلاق اسلامی، نه تنها نقدها، که توهین ها را بی مخاطب کرده و توهین کننده را نیزشرمسار می نمود.

در عصر حاضر نیز بهترین کار در دعوت به حق، نه با زبان دهان که زبان عمل  است.

 

" امام صادق عليه السلام:

 كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرَعَ وَالاِجتِهادَ وَالصَّلاةَ وَالخَيرَ ، فَإِنَّ ذلِكَ داعِيَةٌ.

مردم را با غير زبان خود [به مذهب خويش] دعوت كنيد، تا پارسايى و سخت كوشى و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها، خود [بهترين] مبلّغند."

 

مخاطب قرار دادن جوانان غربی توسط رهبری کاری لازم، بزرگ و شایسته است اما کافی نیست. امروز، بهترین راه تبلیغ و حمایت از اسلام و نبی مکرم آن، پیاده نمودن سیره ی عملی آنان در حکمرانی، تادیب، اخلاق و در یک کلام تشکیل ِجامعه دینی است.  لذا اگر هزاران بار از رحمت و مهربانی او بگوییم اما حکومتی که بنام دین تشکیل می شود، به نام خدا و به نام دین اش، بکشد و اجازه تفکر و آزادی به منتقدین ندهد و ...  نه تنها فایده ای ندارد که بدلیل تعارض میان نظر و عمل، دروغگویمان می خوانند! حال می خواهد نام این حکومت ها داعش باشد یا حکومت پادشاهی عربستان و یا جمهوری اسلامی پاکستان یا ... .

 

(در پرانتز بگویم!  وقتی این جمله ی آیت الله جوادی آملی را خواندم شوکه شدم؛

 "غرب یک باغ وحش منظم است و گرنه غربی ها با این همه پیشرفت علمی اگر مریخ را هم فتح کنند در آنجا جنگ جهانی به راه خواهند انداخت"

 

تاجر "موریس میتر" در حال نمایش بومیان امریکای جنوبی

در باغ وحش بین المللی پاریس فرانسه، 1889

 

ممکن است حرف آیت الله جوادی را با توجیهات فلسفی و غیر فلسفی توجیه کنیم و بگوییم که مربوط به حاکمان غربی است والا منظورش مردم غرب نیستند اما یادمان باشد که مردم! خیلی ساده به عمق حرفمان پی می برند و برای فهم اساس سخن، نیازی به دانستن فلسفه ندارند.

 

تجربه نشان داده که افکار عمومی در غرب، در مقایسه ی دو کلام رهبری و آیت الله جوادی، گرچه در ابتدا دچار حیرت  و سکوت می شوند اما در نهایت،  قضاوت کلان خود را خواهد کرد!  بی اعتمادی به گفتار عالمان و نظر به عمل اجتماعی و نحوه ی حکمرانی آنان.

 

نتیجه آنکه بی اعتماد می شوند و برعکس ما که نسبت به شنیدنِ دروغ عادت کرده ایم و نسبت به دروغگو، بی تفاوت شده ایم، اما  همان حیوانات درون باغ وحش،  نسبت به دروغ و دروغگویی حساس اند و از ما و دینِ ما و خدای ما می رمند.)

 

نکته ی قابل عرضِ من،  در مورد عکس العملی است که معترضان ایرانی- تهرانیِ  نشریه فرانسوی  انجام دادند و با حمیتی مثال زدنی! تابلوی "نوفل لوشاتو" را  به زیر کشیده،  مشت محکمی بر دهان فرانسه و استکبار زدند!!!!

 

طرفه مطلبی بود که در سایت  تابناک با عنوان " نصیحت جالب ده نمکی به حمله‌کنندگان به تابلو خیابان نوفل لوشاتو"منتشر شد.

 

 

 


برچسب‌ها: سیاسی, اجتماعی, تهدید رقبای سیاسی, شامیان و عدم تمایز شتر نر و ماده
ادامه مطلب
[ دوشنبه ششم بهمن 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

مختصری از غلو و غالیان!!

 

"معلم عزیز" در پست "هارون: موسی بن جعفر؛ فتنه گر ِخون ریز!!!- مشابهت ادبیاتِ ظالمان در طولِ تاریخ!!!" نوشته اند که : "ممنونم از پاسخگویی تون. در پاسخ به من فرمودید بیان های غلوآمیز در مورد اهل بیت ... منظورتون اون شان و جایگاهی نیست که به عنوان مثال در زیارت جامعه کبیره آمده ؟؟؟

 

با توجه به اهمیت موضوع غلو و تفویض و آثار بسیار تاثیر گذار عقاید غالیان و مفوضه در معرفیِ غیر واقعیِ ائمه اطهار  که سیره ی آنان، امروز نیز توسط برخی دنبال می شود ( به نکته ی 4 و5 بیشتر توجه نمایید) و با توجه شرایط امروز جامعه متدینین! که خیلی نمی توان وارد جزییات این موضوع مهم شد و با یاد زحمات حضرت آیت الله صالحی نجف آبادی در این حوزه و دو کتاب" غلو-درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین " و " عصای موسی"  معظم له،چند نکته ی مختصر را در این  موضوع عرض می کنم:

 

 

1- "عقايدي كه از ويژگى غاليان شمرده شده عبارتند از:

الف: اعتقاد به الوهيت پيامبر(ص) يا اميرالمؤمنين(ع) يا يكى از اولياى الهي؛

ب: اعتقاد به اين كه تدبير جهان به پيامبر(ص) يا اميرالمؤمنين(ع) يا ائمه اهل بيت(ع) يا افرادى ديگر واگذار شده است؛ به اين معنا که خداوند پس از خلقت پيامبر(ص) و ائمه عليهم السلام همه ي امور عالم از جمله خلق و تدبير و روزي دادن و... را به آنها سپرده است."

 

"از دوره امام رضا (ع) تمایلات غلو آمیز نسبت به ائمه به اندیشه‌ی تفویض تنزل یافته و در قالب آن ارائه می‌شده است.  از این رو، ترویج عقاید شرک آمیزِ تفویضی بر اعتقادِ کفرآمیز غلو تفوق می‌یابد. بر طبق این اندیشه که در میان غالیان گسترش یافت خداوند پس از خلق پیامبر و یا ائمه، امور خلق، آفرینش، روزی رسانی و مدبریت عالم را به آنها تفویض نموده است. مهمترین ویژگی اعتقادی آنها تفویض امور عالم توسط خداوند به پیامبر و امامان است. طبق این ادعا ائمه حادثند و مخلوق اما پس از خلقتشان توسط خداوند متعال، خلقت و مدبریت عالم را بر عهده دارند."

 

توجیه اینان تمسک به این نوع از احادیث بود که از امام علی  نقل شده که حضرت فرموده است:

"إیّاکم والغلوّ فینا، قولوا إنّا عبید مربوبون، وقولوا فی فضلنا ماشئتم - مبادا درباره ما غلوّ کنید، بلکه بگویید ما بنده و پرورده خداییم در این صورت هر چه درباره فضیلت ما مى خواهید بگویید."

 

یا از امام صادق نقل کرده اند که فرمود:

"اجعلونا مخلوقین وقولوا فینا ما شئتم فلن تبلغوا»؛ (ما را مخلوق خدا بدانید و درباره (مناقب) ما هر چه مى خواهید بگویید که به نهایت آن نخواهید رسید) ."

 

( بنظر می رسد مفوضه و تابعان امروزی آنان! در فهم درست این احادیث و الزامات منطقیِ مفاهیم " بنده" ، "مربوب بودن" و "مخلوق بودنِ" ائمه به خطا رفته اند)

 

2- "شیخ مفید مفوضه را گروهی از غلات می‌داند که تمایز آنها از بقیه غلات، اعتراف به حدوث و مخلوق بودن امامان است و نفی قدم از ایشان می‌نمایند. علیرغم معترف بودن به حدوث، نِسبَتِ خلق و روزی به امامان می‌دهند و مدعی‌اند که خداوند تنها ایشان را خلق نموده است و آنگاه خلق عالم را به آنان محول نموده است. شیخ مفید آنان را از اصحاب اباحه معرفی و مجوس و نصاری را به شریعت و عبادات نزدیک‌تر از آنان در نظر می‌گیرد."

 

3-"امام رضا(ع) در رد اين فرقه (کسانی که برای ائمه  چنين مي فرمايند: کسي که گمان کند خداوند عزوجل کار آفرينش و روزي را به حجت هاي خود (پيامبر(ص) وائمه عليهم السلام)واگذار کرده است، قائل به تفويض شده و مشرک شده است."

 

 


برچسب‌ها: غالیان, مفوضه, سیاسی, صالحی نجف آبادی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یکم بهمن 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

دوست قدیمی! در پست قبلی تقاضا نمود کمی در مورد اقدامات سیاسی امام موسی کاظم(ع) بنویسم و  همین  زمینه ای شد برای این نوشتن این پست. با تشکر از ایشان که بهانه ای را فراهم آورد تا برخی از دل مشغولی هایم را با دوستان در میان گذارم.

گرچه در نگاه عامه؛  امام موسی کاظم فقط نماز می خوانده و روزه می گرفته است و کاری به کسی نداشته، آهسته می آمده و آهسته می رفته و خلفاء عباسی خصوصاً هارون هم از روی حسد و کینه و سعایت عالمان وابسته ی درباری! او را ابتدا محدود و محصور کرده و سپس زندانی نموده و در نهایت هم او را در زندان به قتل رسانده اند، اما واقعیت تاریخ چیز دیگری می گوید.

البته این نوع تحلیل و رویکرد نسبت به اقدامات مهم و اساسیِ ائمه اطهار در برابر حاکمان زمانه، شاید در این واقعیت تاریخی  ریشه دارد که به لحاظ حاکمیت ِمستبدان، مجبور بوده اند تا تلاش های  براندازنه ی  خود را برای سرنگونی حاکم جور مخفی انجام دهند و لذا منطقی است که از هرگونه اشاره به برانداز بودنِ اقدامات خود پرهیز نمایند .

طرفه آنکه الان ما نیز،  با همین نوع روش و تحلیل  سرو کار داریم و قیامِ عملی مردم بحرین و یا تجمع میلیونی براندازنه ی مردم مصر، یمن و تونس و همچنین تلاش های علنی علماء و مخالفان حکومت عربستان را به گونه ای گزارش می کنیم که انگار حضور خیابانی و راهپیمایی  ضد حکومت آنان در حد یک پیاده روی ساده ی ورزشی و خانوادگی در خیابانهای بحرین و ... است که با واکنش شدید و تیراندازی حکومت جائر روبرو شده است و در پی این نوع خبر سازی، تعجب هم می کنیم که چرا اینگونه خشن،  با معترضان!! برخورد می کنند!!!!!  و صد البته در همین زمان، برای منطقه ای دیگرو به هنگامی که  حاکمیتی مورد علاقه ی ماست،  اعتراض و راهپیماییِ سکوت معترضان به بخشی از حاکمیت ( و نه کلِ حاکمیت) را براندازنه توصیف کرده و اقدامات سرکوبگرایانه حکومت را بعنوان برخورد با آشوبگران تایید می کنیم و ... . واقع مطلب آن است که دلیل این دوگانگی در تحلیل را بدلیل غیر منطقی و عقلایی بودن ، نمی فهمم !!

 

برگردیم به موضوع اصلی ؛

توجه به اقدامات حضرت موسی ابن جعفر نشان می دهد که ایشان،  قلب ِ حاکمیت ظالمِ عباسی  را نشان گرفته بود به گونه ای که با ایجاد شبکه های  ارتباطی اجتماعی میانِ مخالفانِ حکومت عباسی و هوادارانِ خود  (که شیعه نامیده می شوند)،  تشکیلات اجتماعی ای را شکل داده بود که در عین جاری و ساری بودنِ زندگی روزمره ، به مبارزه با ظالم ادامه می دادند.  همچنین  مجاهده ی مستمر و پیگیرِامام برای ایجاد شبکه مالی و اقتصادی مستقل میان شیعیان از طریق دریافت خمس و زکات و ....  و نیز اعلام حرمت رابطه ی کاری با حکومت، قدرت حاکمیت را از سکه انداخته؛ مشروعیت و مقبولیت حاکمیت وقت ( که مدعی جانشینی رسول خدا بوده است) را به چالش کشیده است. لذا علیرغم تصور عامه، حضرت امام موسی کاظم(ع) نه تنها فقط به عبادت نپرداخته که از قضا، سیاسی ترین؛  امامِ مجاهدِ پس از واقعه عاشورا است.

 

"آن حضرت ۱۰ سال از این روزگار را با منصور، ۱۱ سال با محمدالمهدی پسر منصورمعروف به مهدی، یک سال با موسی الهادی معروف به هادی پسر مهدی و۱۳سال دیگر عمر خود را با هارون‌الرشید سپری کرد .

در دوره یازده ساله از فرمانروایی مهدی عباسی، امام(ع) در کنار کارهای فرهنگی ـ فکری و اشتغال به تدریس به برقراری ارتباط میان خود و شیعیان در نواحی مختلف و سازماندهی آنان پرداخت و مشکلات معیشتی و اقتصادی شیعیان را بر طرف می‌کرد. با کشف این اقدامات،  امام(ع) مدتی زندانی شد و سپس آزاد گردید.

با گسترش شیعیان در مناطق مختلف سرزمین اسلامی نیاز به یک شبکه ارتباطی هر روز بیش از پیش احساس می‌شد و اهل بیت (ع) هم بر همین اساس اقدام به تأسیس شبکه ارتباطات نمودند. اگرچه این مساله قبل از امام موسی (ع) آغاز شده بود ولی امام موسی (ع) آن شبکه را بر اساس نیاز شیعیان گسترش[داد] و پنهانی تر کرد. ...  به طور کلی وظیفه نمایندگان امام(ع) دریافت وجوهات شرعی و هدایا،[ و سپس ] کمک به مستمندان بود و گسترش شبکه ارتباطی میان ائمه و شیعیان بوسیله نامه‌ها و توقیعات که براساس ضرورت، برخی [اوقات] محرمانه بوده است.

 

 

 

  با افزایش جمعیت شیعیان در مناطق مختلف نیاز به حفظ رابطه میان مردم و امام جدی بود. پیام‌های ارتباطی [و به زبان امروزی، صدور نامه ها و بیانیه ها ] در این زمینه نقش مهمی را ایفا می‌کرد. از امام موسی (ع) بیش از نود نامه در موضوعات مختلف و خطاب به افراد گوناگون بر جای مانده است که نشان دهنده اهمیت آن امام همام به شبکه ارتباطات است.

 

 


برچسب‌ها: امام موسی کاظم, فتنه گری, حصر, سیاسی
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

یک خبر بزرگ، نباء عظیم!

 

به گزارش انصاف نیوز (و همه ی سایت های خبری بجز صداو سیما) علی مطهری نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی دیروز نطقی نمود که به بتعبیر روزنامه شرق"مجلس را به تنفس وا داشت".

 

شاید کوتاهترین و موجزترین بخش از نطق این نماینده محترم در این جمله اش خلاصه شود که "اگر بخواهیم روز 9 دی را مظهر تفرقه میان ملت قرار دهیم، دیگر یوم الله نخواهد بود بلکه یوم الشیطان خواهد بود"

 

زیرا مابقی نظرات او در مورد حصر آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خانم رهنورد بارها و بارها از سوی ایشان در مجامع مختلف و حتی در حضور رهبری   نیز بیان و اعلام شده است.

 

" گفتم از نظر من و بسیاری از افراد، ادامه حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی به نفع کشور و انقلاب نیست و ضرورتی ندارد. اگر یکی از این دو در این حال از دنیا برود، مسئله به صورت یک غده چرکین برای جمهوری اسلامی باقی می‌ماند.

از جناب عالی درخواست می‌کنم که به قوه قضائیه دستور بدهید که این موضوع را تمام کنند. اگر لازم است محاکمه شوند، ‌همراه سایر اطراف ماجرا محاکمه شوند و به قضیه خاتمه داده شود.

ایشان فرمودند: «من قبلا درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و راه انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکمشان خیلی سنگین خواهد بود و قطعا شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم."

 

و حتی این بخش از نطقِ دیروزش نیز قبلاً بارها  ابراز شده بود که؛

"رییس محترم قوه قضائیه در پاسخ به نامه اینجانب اولا حصر را مجازات ندانسته‌اند؛ در حالی که حصر از حبس و زندان سنگین‌تر است زیرا زندانی حقوقی دارد که توسط ناظران قانونی رصد می‌شود ولی محصور چنین نیست. ثانیا ایشان مصوبه مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی را از نظر دوام یکسان دانسته است در حالی که چنین نیست و مصوبه ی شورای عالی امنیت ملی صرفا ناظر به دوره ی ناامنی مورد نظر و یک تصمیم موقت است. مثلا این شورا نمی‌تواند تصویب کند که فردی باید محصور شود تا زمانی که توبه کند یا تا زمانی که از دنیا برود. هرگونه حکم دائمی منوط به محاکمه در دادگاه صالح علنی و شنیدن دفاعیات متهم است. پیغمبر اسلام هم نمی‌تواند بدون محاکمه و شنیدن دفاعیات متهم حکم مجازات صادر کند مگر به واسطه وحی.

 رئیس محترم قوه قضائیه نباید از انتقاد برنجد و در پاسخ خود منتقد را بنوازد. به بیان شهید مطهری هر مقام غیر معصومی اگر در جایگاه غیرقابل انتقاد قرار گیرد هم خودش فاسد می‌شود و هم جامعه را فاسد می‌کند".

 

کار بدان جا می رسد که؛

"در ابتدا نمایندگان با فریاد دو دو قصد مزاحمت در سخنرانی را داشتند، اما پس از آنکه ابوترابی سخنرانی را قطع کرد و تذکری را به مطهری داد در ابتدای شروع باقی مانده نطق،  نمایندگان با شعار مرگ بر فتنه گر و الله اکبر به سمت تریبون حمله کردند.

وی گفت: نمایندگان در هر حال سعی می کردند تا مانع ادامه سخنرانی شوند، که باعث ایجاد تشنج در صحن علنی مجلس شد، با اینکه رئیس جلسه سعی می کرد نمایندگان را آرام کند ولی نمایندگان بی توجه به تذکرات ابوترابی در جلو تریبون مجلس جمع شدند."

"فتاحی در خصوص سومین موج درگیریها در جریان این نطق جنجالی افزود: زمانی که مطهری بار دیگر نطق خود را ادامه داد مخالفان از طرف چپ تریبون وارد شدند و خواستند نطق مطهری را پاره کنند که او دفاع کرد و اجازه نداد. اما نمایندگانی که موفق نشده بودند موجی او را به سمت در خروجی صحن هل داده و او بر زمین افتاد و به خاطر فشارها دستهایش زخمی شد. البته ما تلاش زیادی کردیم که او بر زمین نیفتد، اما فشار نمایندگان بسیار زیاد بود."

 

می توان تمام این تحرکات اخیر ایشان را به پیام کروبی به او نسبت داد که از این نماینده تهران در مجلس خواسته تا به “طرفیت از وی” پیگیر حق دادرسی و فراهم نمودن مقدمات لازم  درجهت برپایی دادگاهی علنی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی٬ باشد."

 

چند نکته:

 

 

 

 


برچسب‌ها: حمله به علی مطهری, سیاسی, آزادی بیان نمایندگان
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم دی 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب