آدم بهــــشتی
 

سلام قولا من رب رحیم 


در عاشقی گریز نباشد زساز و سوز                     استاده ام چو شمع مترسان زآتشم 

من  آدم بهشتی ام اما در این سفر                   حالی  اسیر عشق ِ جوانان  مهوشم 


[ سه شنبه دهم بهمن 1391 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

قصد دارم در این پست بطور مختصر و گذرا اشاره ای داشته باشم به خواب های جالب و مهمی که در تاریخ معاصرما نقل شده و از قضا برخی از آنها منشاء اثرات اجتماعی مهمی هم شده اند.

 

نقل عمومی هر خواب از سوی فردِ خواب نما و یا (غالباً ) از طرفِ نزدیکان او برای رسیدنِ به هدف و مقصودی صورت می گیرد که می تواند یا با هدف تاثیر گذاری در حوزه های اجتماعی و سیاسی و دعوت و تهییج مردم نسبت به انجام یا عدم انجام کاری باشد و یا در محدوده ی کنش های اخلاقی و تربیتی قرار گیرد!  برای من اما آن دسته از خواب ها مورد توجه قرار گرفته که ناقلان آن برای رسیدن به اهداف اجتماعی و تهییج عواطف عمومی به نقل خواب مبادرت کرده اند و اساساً خواب هایی که جنبه ی شخصی و تربیتی دارد از حوزه توجه این پست خارج است.

 

تا آنجا که می دانم! حسنِ ظنِ مردمان زمانِ وقوعِ خواب، نسبت به خواب نما و اعتمادی که نسبت به دعوت نهفته شده در ورای خواب دیده شده؛ وجود دارد همچنین قضاوت مثبتی که در جامعه برای خواب نما و خوابِ دیده شده؛حاصل می شود تفاوت فاحشی با قضاوت مردمانی که سال ها پس از آن، به خواب و خواب نما توجه کرده اند،دارد. مشاهده ی هر چه بیشتر آثار و نتایجِ عملیِ ادعاهای نهفته در پشت نقل هر خواب، به گونه ای در قضاوت مردمان لاحق موثر است که باعث می شود قضاوتشان نسبت به قضاوت مردم سابق! نه تنها متفاوت که پا از مرز تفاوت بیرون نهاده به مرحله تضاد، نفی، انکار و سوء ظن برسد.

 

خواندن مجموعه ای این خواب ها، مرا از هر گونه شرح و توضیحی در مورد خواب ها معاف می کند اما ناگزیرم به چند نکته ی ضروری اشاره نمایم:

 

1- ورود من به موضوع خواب از منظر اجتماعی است و به هیچ عنوان نگاه هستی شناسانه به امکان وقوع خواب و رویاهای صادقه (و یا کاذبه) ندارم و البته منکر امکان وقوع  آن در مقام ثبوت هم نیستم.

 

2-اما در مقام اثبات؛ باور دارم که نباید کار پاکان و بزرگان را قیاس از دیگران گرفت!!! واقع مطلب آن است که مدعیان!  اول باید یک فردِ معصوم نشان مان دهند تا در مرحله ی بعد انتظار داشته باشند تا چشم بسته به خواب ها و رویا های آنان ایمان آوریم! برای همین؛ کسی حق ندارد با نقلِ خواب ها  و رویا های صادقه ی معصومین (ع)،  نشانی غلط داده ما را به درگاه خواب های غیر معصوم بکشاند و انتظار هم داشته باشد که به خوابش ایمان آوریم و اگر با تردید به خواب و خواب نما بنگریم ما را از دائره تدین خارج کند!!!

 

3-تا جایی که بنده تحقیق کردم هیچ معصومی از انبیاء عظام گرفته تا ائمه اطهار(ع)، اقدامات اجتماعیِ خود را با نقل خواب و رویا توجیه نکرده اند و ازآن مهمتر، امام اول شیعیان حضرت علی (ع) در طول امامت پر فراز ونشیب خود  خصوصاً دوران حکمرانی چندین ساله ی خود؛ حتی یکبار برای توجیه اقدامات خود به عصمت اش استناد ننموده است؛ چه رسد به اینکه ادعا کند فلان کار را انجام داده چون در خواب انجامش به او الهام شده است!!

بنابراین وقتی معصومین(ع) در کنش های اجتماعی و سیاسی خود به خواب تمسک نمی کنند، غیر معصوم را چه کار به این نوع از تمسکات!!

 

4-آنقدر که می دانم؛ حتی بزرگان غیر معصوم نیز انجام تکالیف اجتماعی و سیاسی خود را بر مبنای دیدن خواب توجیه و مستدل نکرده اند و حتی می توان ادعا کرد اکثر خواب های نقل شده از آنان توسط، مریدان و پس از فوت شان دهان به دهان شده است!!! و حتی آن بزرگان در زمان حیاتشان اجازه ی نقل همان خواب های شخصی را به کسی نداده اند. (برای دیدن این نوع رفتار ها به پست "بدون شرح: ساده لوحی ما و رندیِ شاگردانِ دروغگویِ مقدس! " مراجعه کنید)

 

5-راستش را بخواهید از تکلیف های اجتماعی و کنش های سیاسی ای که بر مبنای خواب توجیهمی شود، سابقه ی روشن و خوبی در ذهن ندارم. خواب هایی  که شیخ احمد احسایی از امامان معصوم مى ديد و  زمینه ساز تولد فرقه ی بهائیت شد و خوابی که آقاى حلبى در سالهاى 32 مى بيند كه در آن امام زمان (عج) به نامبرده امر مى فرمايند كه گروهى را براى مبارزه با بهائيت تشكيل دهند و انجمن حجتیه تشکیل می شود؛ نمونه ای از این سابقه ی تیره است. (این انجمن همان انجمنی است که پس از انقلاب انتساب کسی به آن در حکم فحش و ناسزا به آن فرد تلقی می شد و حضرت امام خميني (ره) در سخنراني مورخ 21/4/1362 با اشاره غير مستقيم انجمن را چنين مورد خطاب قرار مي دهند: «يک دسته ديگر هم تزشان اينست که بگذاريد که معصيت زياد بشود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چي مي آيد؟ حضرت صاحب مي آيد معصيت را بردارد. ما معصيت کنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دسته بندي ها را براي خاطر خدا، اگر مسلميد و براي خاطر کشورتان اگر ملي هستيد اين دسته بندي ها را برداريد)  از نمونه های عبرت آموز تاریخ معاصر است.)

 

6-اینگونه باور دارم که در جامعه ایده آل دینی، مبنای حرکت جامعه بر اساس علم و آگاهی و عمل به عقل و بصیرت  است (قُلْ هَـذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَی اللّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی) نه خواب و رویا و الهامات غیر قابل اثبات!

 

 

جامعه زنده، پویا و دانا، با اتکاء به قران و عقل جمعی و با راهبریِ انسانی عاقل و بصیر، سمت و سوی حرکت خود را تعیین می کند و لذا بی نیاز از خواب و خواب نما ها می شود. چنین جامعه ای با خواب هدایت نشده و به حرکت در نمی آید. بر خلاف جامعه ای که خواب مانده و خواب زده است و برای همین هم در عالم خواب تدبیر امورش می کنند و با نقل خواب به حرکت اش وامی دارند.

 

 

 


برچسب‌ها: عالم ملکوت و عالم هپروت, خواب, اجتماعی, جامعه, رویا
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و نهم شهریور 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 مراسم تشییع پیکر استاد امیرناصر کاتوزیان پدر علم حقوق ایران از مقابل در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با حضور گسترده نمایندگانی!!! از دولت ، اعضای کانون های وکلا، حقوقدانان و دانشجویان برگزار شد. به گزارش خبرگزاری‌ها در این مراسم پیام رئیس جمهور، پیام سرپرست وزارت علوم و پیام سرپرست دانشگاه تهران از سوی خضری مدیرکل حوزه ریاست دانشگاه تهران قرائت شد.

آیت‌الله یوسف صانعی مرجع تقلید و سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق نیز در پیام‌هایی جداگانه درگذشت پدر علم حقوق را تسلیت گفتند.

 

 عکس از دخترم زهره

من هم باتفاق یکی دو نفر که حقوق می خواندند در مراسم تشیع استاد شرکت کردم. راستش را بخواهید خیلی چشمم به دنبال این بود که ببینم آیا حقوقدانِ کشور ( که با  عبارت"من سرهنگ نیستم ،حقوقدان هستم!، از مردم رای گرفت) در مراسم "امیرِ  حقوق" ایران شرکت می کند یا نه؟

 

البته این انتظار، انتظار نابجا و غلطی بود که نباید از ابتدا به آن امیدوار می شدم. همانگونه از ابتدا نسبت به اینکه یکی از صاحب منصبانِ قضایی در مورد استاد سخنی بگوید؛ انتظاری نداشتم.

 

دقت کردید! همه پیام دادند و دیگری نیز به نیابت ازآنان پیام شان را خواند و جالب تر آنکه همه "سرپرست" بودند!

 

شاید این همه غیبت، نتیجه رفتنِ دکتر فرجی دانا از وزارت علوم باشد و بقیه با رفتنش حساب کار دستشان آمده بود.

 

 

 


برچسب‌ها: تشیع دکتر کاتوزیان, حقوقی, جباری امام جمعه بهشهر
ادامه مطلب
[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 خبر کوتاه و مهیب بود؛

کتر امیرناصر کاتوزیان، پدر علم حقوق ایران که از جمله نویسندگان پیش‌نویس قانون اساسی کشورمان بود، چشم از جهان فرو بست.

گفتنی است، پیکر آن مرحوم، ساعت 9 صبح روز پنجشنبه(13شهریور 93) از جلو دانشکده حقوق دانشگاه تهران تشییع خواهد شد."

 

بعید است کسی در ایران حقوق خوانده باشد اما کتابی از استاد را نخوانده باشد و به مصداق "من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا"، خود را مدیون او نداند.

 

امام، آیت الله منتظری، استاد شهید مطهری  و استاد کاتوزیان از جمله بزرگانی بودند که بدلیل تاثیر بسیار زیاد اندیشه های آنان در شکل گیری شخصیت ام، همیشه خود را مدیون آنان می دانم.

من در زندگی عشق وافری به دیدن آنان داشتم ولی سرنوشت اجازه زیارت آنان را نصیبم نکرد، گرچه در حد ظرفیت خود از چشمه ی معرفت آنان بهره بردم.

 

مبنا، منظر و انظباط فکری ام را از مطهری آموختم و نظرات عالمانه و آزاد اندیشانه منتظری عمقش بخشید و صد البته کتب ارزشمند دکتر کاتوزیان در حوزه ی حقوق، جان تازه ای به آن داد.

 

راستش را بخواهید خواندن کتابهای دکتر کاتوزیان ( خصوصاً کتب مربوط به فلسفه حقوق) مرا به آسمانها می برد. بارها شده بود که با خواند جملاتی از استاد می گریستم، گریستنی که به خنده های سبکبالانه تبدیل می شد. آن جملات،  روحم را به پرواز در می آورد، درکش می کردم و انگار قلمش؛ صدای سخنِ وجدان من بود.

 

اگر مطهری در حوزه ی اندیشه دین از اهمیت بی بدیل عدالت پرده بر می داشت و وجود آن را علت اصلیِ گرایش عقلاء به یک دین می دانست، دکتر کاتوزیان اما معتقد بود زندگی بی عدالت ارزشی ندارد.

او به دانشجویان دیده و ندیده اش می آموخت که که باید پاینبد به قانون باشند اما چه قانونی؟ قانونی که عدالت را تامین کند و بر همین مبنای استوار بود که می گفت "سعی من بر این است که قوانین را محترم شمارم و نظم را نگاه دارم، ولی این شکیبایی نیز برای خود حدی دارد. همین که با ستمی آشکار روبرو شوم، در پشت سدهای شهرت و رسم و رویه قضائی و صنایع ادبی و منطقی فرو نمی مانم. از هر وسیله که علم حقوق در اختیارم نهاده است بر آن قاعده می کوبم"

 

این جملات را بیش از 18 سال قبل خواندم  و به هنگام خواندنش گریستم و چون دری گرانبهاء، قدرش دانستم و بر لوح قلبم حک کردم تا راهنمای من باشد.

 

امروز نیز می بینم مشکل جامعه ما در بسط همین یک جمله خلاصه شده است که  ایرانیان اعم از حاکمان و مردم در یک همبستگی ملی!! یا به قانون اهمیتی نمی دهند و قانون گریرند و راه استبداد و خودکامگی را رویه خود قرار می دهند و یا از تله ی قانون برای به زنجیر کشیدن مردم و تثبیت قدرت خودکامه خود سود می برند.

 

تله ی قانون یعنی اینکه حاکمان  سعی می کنند با اعمال فشار بر فضای سیاسی و اجتماعی جامعه از مشارکت واقعی نمایندگان مردم در تصویب قوانین عادلانه جلوگیری کنند و از طریق رد صلاحیت، پرونده سازی برای فعالان سیاسی و اجتماعی، کلیه مجاری قانونگذاری و  نظارت را  به مریدان خود واگذار نماید. در این وضعیت، قانونی نوشته می شود که به نفع حاکم و به ضرر مردم است ،  قانونی به تصویب می رسد که چهره ی زشت و قانون گریز استبداد را بزک کرده؛  قانونی می نماید.

 

 

بعبارت دیگر قانون هست اما متحرک است و همیشه به سوی  حاکمان غش می کند، ترازوی عدالت نیز برقرار است اما شاهین آن از حاکمان فرمان می برد و ... .

 در این وضع است که حتی  تاکید بر اجرای قانون  نیز به نفع ظالم است زیرا قانونی که باید حافظ و تامین کننده عدالت باشد از درون تهی شده به توجیه  استبداد می پردازد.

 

 هم قانون گریزی و هم تله ی قانونگذاری دو روی یک سکه اند که عدالت را به مسلخ تثبیت دیکتاتوری می برند. در هر دو شیوه آنچه قربانی می شود عدالت است و آنچه به نابودی می رسد منافع ملی و مصالح دینی و دنیایی مردم است!

 

 

 


برچسب‌ها: تشیع دکتر کاتوزیان, حقوقی, عدالت در حقوق
ادامه مطلب
[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]

 

 در پست قبل ادعا شد که تاریخ ذکر شده برای ولادت حضرت فاطمه معصومه، دروغ است. 

حال ادامه ماجرا را پی می گیریم!

دهه کرامت،دهه اول ماه ذی‌العقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(ع) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسی‌الرضا(ع) است. تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند و یادآور تمام خوبی‌ها  و یادآور جمال انسانی است که همگان باید بدان توجه کرده و متصف به آن شوند.

 

به باور من! استفاده از این گونه مناسبتها برای ترویج اخلاق و فضیلت انسانی امری پسندیده و مقبول است. خصوصاً درسالیان اخیر که اخلاق به فراموشی سپرده شده و با عملکرد اولیاء قدرت، خدشه فراونی بر آن وارد آمده است، این توجه موجه تر هم می نماید.( مقام رهبری در ملاقات با مسوولان نظام: واقعاً «النّاس على دین ملوکهم». ملوک در این‏جا به معنى پادشاهان نیست که بگوییم ما پادشاه نداریم؛ نه، ملوک شماها هستید؛ النّاس على دین ماها.)

 

جالب است بدانید که در مورد قبر شریف کریمه ی اهل بیت گفته شده که بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س) است و دلیل آن هم خوابی است که نقل می کنند:

 

"بر اساس رویاى صادقه ‏اى كه مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى 1338 ه .)نقل مى‏ كردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوه‏ گاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها مى‏ باشد.آن مرحوم در صدد بود كه به هر وسیله‏ اى كه ممكن باشد، محل دفن‏ حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز مى‏ كند و چهل شب آن را ادامه مى‏ دهد، تا درشب چهلم به خدمت‏ حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب مى‏ شود، امام(ع) به ایشان مى‏ فرماید: «علیك بكریمه اهل البیت‏» «به دامن كریمه اهلبیت پناه ‏ببرید.» عرض مى‏ كند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفته ‏ام كه قبر شریف ‏ را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم.

امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم مى‏باشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده كه محل دفن حضرت فاطمه‏ سلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى كه براى‏ قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏ را بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است."

 

باز هم داستانِ شیرین خواب!  خواب و ما ادریک ما الخواب!!!!!!!!!!!!!

 

حتی برخی مدعی عصمت حضرت معصومه(س) نیز شده اند ؛

بر اساس روایتى كه مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت كرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم ‏اعطا كرده‏ اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم كمن زارنى‏» «هركس حضرت معصومه را در قم زیارت كند، همانند كسى است كه مرا زیارت كرده باشد.»  ... و با توجه به این كه حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حكم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏ حدیث‏ شریف برعصمت آن بزرگوار بى‏ تردید خواهد بود. "

اعتماد بنفسِ مدعی و استفاده از کلمه "بی تردید" شگفت انگیز است !

 

البته در روزگاری که کرامت سازی و نقل داستانهای بی بنیان مرسوم است،  شنیدن چنین استدلالاتی بعید نیست.

 

بزرگی این خواهر( فاطمه معصومه) و کرامت و عظمت آن برادر( امام رضا(ع)) که حصنِ حصین ایران و ماست و هر چه داریم از برکت وجودی اوست از باورهای قلبی ماشیعیان است اما این دلیل نمی شود که به این نکته نپردازم که تاریخ تولد ذکر شده برای ایشان بی بنیان و ساختگی است! آری تاریخ ذکر شده برای ولادت حضرت فاطمه معصومه، دروغ است.

 

 

لطفاً به بخش هایی از یادداشت دکتر رسول جعفریان، محقق، مورخ و مولف کتاب های تاریخ اسلام است که به بهانه سالروز تولد حضرت معصومه(س) منتشر شده است توجه کنید:

 

"سال هاست تاریخ ولادت و وفات فاطمه معصومه (سلام الله علیها) در تقویم‌ها 1 ذی قعده نوشته شده و حتی به همین مناسبت روز یاد شده روز دختران نامیده شده است. وفات آن حضرت نیز دهم 10 ربیع الثانی عنوان شده است. همین طور تاریخ ولادت حضرت عبدالعظیم 4 ربیع الثانی و وفات ایشان 15 شوال یاد شده است. تاریخ هایی که در منابع نیامده و یک نفر در حوالی سال 1343ق به نقل از منبع مجهولی آن را شایع کرده است!

 

 

 


برچسب‌ها: روز دختر, جعل تاریخ ولادت فاطمه معصومه, تبعیض بین زن و مرد, ارث, حقوقی
ادامه مطلب
[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
 

 

 در ایران، میلاد فرخنده و پر نور و سرور کریمه ی اهل بیت فاطمه معصومه (ع) روز دختر است و به بهانه این ولادت، تبریک و تهنیتی به دختران این مرز و بوم تقدیم شده،  از تکریمِ دختران به همین بسنده می شود. والا تقدیرِ واقعی که باید ارتقاء و یا حداقل تثیبت شان آنان باشد به فراموشی سپرده شده و سعی می گردد هر روز آنان را محدود ترکنند، چه به لحاظ تحصیلی و چه به لحاظ کسب شغل!!

 

به باور من حفظ شان دختران و زنان، نه در تهنیت و  تبریک های سمبلیک (بی خاصیت) در روزهای ولادت حضرت فاطمه زهرا ( روز زن) و فاطمه معصومه ( روز دختر) است که اگر به شانِ  برابر انسانیِ  زن و مرد اعتقاد و باور داشته باشیم؛ باید به رفعِ تبعیض و نابرابری میان آنان اقدام کنیم.

 

من بعنوان کسی که خداوند به او توفیق داشتن دختر عطا کرده، باور دارم نقش امروز زنان در فرهنگ، اقتصاد و اجتماع همسنگ مردان است و لذا  نمی توان حقوق آنان را به گرفتنِ نفقه در برابر تمکین از مرد! خلاصه و منحصر کرد و در حالی که تاثیر آنان در اقتصادِ خانواده بی بدیل است؛ آنان را  از حقوقشان محروم نمود و از ارث دو برابری مرد در برابر زن دفاع کرد.

فرهنگ مردانه! به ما قبولانده که چون مرد بار اصلی زندگی را بر دوش می کشد و نفقه ی زن نیز برعهده مرد است و زن می تواند نفقه و درآمد خود را برای خود نگه دارد همچنین مرد موظف به تامین مسکن، غذا، بهداشت و پوشاک خانواده است لذا تبعیض در ارث موجه می نماید.

 در حالی که اگر یک روز و فقط اگر یک روز، همانگونه که خداوند در  قران می فرماید در بازار قدم بزنیم و با مردم همسفره شویم و شیوه تامینِ معاش امروز خانواده ها را ملاحظه کنیم در می یابیم اگر مشارکت اقتصادی زنان نباشد؛ هیچ مردی از عهده تامینِ اولیه های زندگی بر نمی آید چه برسد به تامین معاش زندگی!!!

 

نمی دانم چرا وقتی به برخوداری زن از حقوق اش می رسیم توصیه های اخلاقی را اولویت می دهیم و وقتی به حقوق مردان می پردازیم، دستورات حقوقیِ  صرف را مبنای تعاملات قرار می دهیم و زن را تابع و قانع می خواهیم؟

 

گرچه برخی فقهاء گرامی به برابری دیه زن و مرد و ...  فتوای داده و گام های اولیه ی رفع تبعیض را برداشته اند. فرهنگ عمومیِ ما اما دچار مشکل است. می گویید چگونه؟ عرض می کنم!

 

مثلاً در ارث گفته شده دختر نصف پسر از ماترک والدین ارث می برد و گیریم ما را راهی به اصلاح این حکم نیست! اما مگر همین شرع، حکم نفرموده که می توان از ثلث مال وصیت کرد و مگر نمی شود از این طریق، غلظت و سختی آن حکم را اصلاح کرد؟

من خود بارها شاهد بوده ام  وقتی پدر و مادری قصد کمک و هبه (بخشش) از مال خود  به فرزندان دختر و پسر خود را داشتند؛ سهم بخششان برای پسر را دو برابر دختر قرار دادند.

وقتی از آنان  پرسیدم آنگاه که مریض می شوید و نیاز به مراقبت دارید چه کسی از شما مراقبت می کند؟ پاسخ دادند: دخترمان!

وقتی پرسیدم  به گاه ناتوانی و مراقبت ویژه ایام پیری نیز فکر می کنید چه کسی مراقبتان خواهد بود؟  بی تامل جواب دادند:  معلوم است دخترمان!  و در برابر این سوال که چرا از پسرتان انتظار این کمک ها  را ندارید؟ با تاسف سر تکان می دادند که او زنی دارد که باید به خانواده او برسد! ما از او انتظاری نداریم! ( اما همین پدر و مادر از دختر انتظار دارند. دقت می کنید چگونه روابط خانوادگی امروز ما با شرایط دیروز تاریخی ما، به کلی متفاوت است. دیروز پسران دلسوزتر برای والدینِ کهنسال بودند و امروز دختران دلسوز تر به والدین هستند!)

 

 

 

به این پدر و مادر گفتم که به گاه بیماری و ناتوانی و احتیاج؛ این دختر است که از شما مراقبت می کند اما شما پاداش توجه اش را با نصف کردن هبه و بخشش می دهید؛  آیا این کار منصفانه است ؟

پاسخ شان می دانید چیست؟

 

 

 


برچسب‌ها: روز دختر, جعل تاریخ ولادت فاطمه معصومه, تبعیض بین زن و مرد, ارث, حقوقی
ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ ] [ حسین جعفری ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

عهدی با دوست و با دوستان خوبی که در فراقشان می سوزم بستم که تا جایی که توان دارم، در آنچه که فکر می کنم و می نویسم خیرخواه مردمم باشم .
همچناکه برای دیگران حق بیان عقاید و حق خطا کردن قائلم برای خود نیز حق بیان افکار و حق خطا کردن را به رسمیت می شناسم .
حریمی که رعایتش را لازم می دانم آن است که تا وقتی خودم به درستی مطلبی باور نداشته و قانعم نکند مطلبی رامنتشر نکنم.
(نقل و استفاده از مطالب با ذکر نام سایت برای همه آزاد می باشد)
رایانامه:jafari_hosin@mail.com
امکانات وب